X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
از اینکه با ما هم سفرید خوشحالیم
یکشنبه 1 دی‌ماه سال 1387
جزوه مهندس کلبعلی

جزوه برنامه ریزی منطقه ای
مدرس:مهندس غلامعلی کلبعلی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد زابل
نیمسال اول 1387-88 

برنامه ریزی منطقه ای RegionalPlanning:
برنامه یا Plan: عبارت از طراحی اندیشیده و سنجیده شده بر پایه اصول علمی بمنظور نیل و رسیدن منطقی به هدفی مشخص که نتیجه آن بازدهی کامل موفقیت و توسعه همه جانبه باشد.
- برنامه خط مشی است که در سطوح و زمینه های مختلف بعنوان راهنمای عمل قرار می گیرد.
- برنامه راه حلی است که بطور آگاهانه ارائه می شود بخوبی که بتواند و یا بخواهد جامعه ای را جهت بخشد این راه حل می تواند به صورت یک مدل فیزیکی باشد یا به شکل ارائه یک روش کار
حل بسیاری از معضلات اقتصادی و حرکت به سوی زندگی اقتضادی بهتر نیاز به برنامه دارد
برنامه را می توان نمایش منظم و سلسله مراتبی فعالیتها در یک دروه زمانی مشخص تعریف نمود.
برنامه به معنای مقررات و یا نظامی برای انجام کار تعریف شده است.
برای نظم دادن به فعالیت ها و تلاش های پراکنده و بیشتر بسیاری از مشکلات و معضلات زندگی شخصی و اجتماعی برنامه لازم می باشد .
یک برنامه بر اساس سه عامل تهیه می شود:
الف) برنامه اساس آگاهی شکل گیرد.
ب) برنامه هدفدار باشد.
ج) برنامه بتواد مدیران را در تصمیم گیری یاری کند.
آلن بیرو برنامه را چنین تعریف کرده است:
« مجموعه ای از امکانات و گزینش وسایلی چند بر پایه استدلال و انتظام برای اصول به یک هدف یا اجزای یک طرح...
بطورکلی برنامه عبارت است از یک روش کار یک متدلوژی و یک راهنمای عمل است .
در فرهنگ لغت لاروس در تعریف برنامه چنین آمده است:
برنامه به مجموعه اقدامات و تدابیری که از سوی مسئولین بخش خصوصی و یا دولتی برای حل یک مسئله و معظل اجتماعی و اقتصادی معنی به طرح صورت طرح اتخاذ می گردد اطلاق می گردد.
ارکان برنامه:
هر برنامه دارای پنج رکن یا عنصر اساسی به شرح زیر می باشد :
1- هدف
2- سیاست
3- وسایل
4- عمل و اجرا
5- ارزشیابی
هدف عبارت است از مجموع خواستهای نهایی جامعه اعم از اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی که از نظام ارزشهای حاکم بر جامعه منبعث شده است. هر برنامه دارای مقصود و منظورهایی است. مثلا در مورد برنامه جامع بهداشت، تامین بهسازی محیط و امکانات تندرستی جامعه هدف کلی و نهایی است.
هر هدف به هدف های جزئی تر منقبسم می گردد که آن رزا هدف های فرعی می گویند، مثلا :در برنامه بهداشت هدف مبارزه یا بیماری های واگیر یک هدف فرعی در مقابل هدف کلی تامین بهداشت جامعه به حساب می آید.
سیاستها در برنامه عبارت است از مجموعه معیارها و تدابیر قانونی، فنی ، اجرایی ، پولی، مالی و... که اتخاذ آنها موجب تسهیلات لازم جهت تحقق هدف های برنامه را فراهم می سازد. مثلا در برنامه دوم توسعه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران سیاستهای پیش بینی شده در زمینه جمعیت و اشتغال در استان مرکزی به شرح زیر بوده است:
1- تقویت شهرهای کوچک
2- ایجاد شهرهای جدید 
3-توسعه شبکه ارتباطی
4-حمایت از صنایع اشتغال زا
5- تثبیت اشتغال بخش مهم خدمات در کل اشتغال استان و.......
تعیین هدف، تعیین وسایل تحقق هدف کاربرد و وسایل و عملیاتی کردن آن ذات برنامه ریزی و برنامه می باشد .
برنامه ریزیPlanning:
برنامه ریزی عبارت است از یک جریان آگاهانه که به منظور دست یابی به اهداف معین و شمخص انجام یک سلسله اقدامات و فعالیت های مرتبط با یکدیگر را در آینده پیش بینی می کند. فلسفه برنامه ریزی به عنوان یک نگرش و یک راه زندگی که متضمن تعهد به عمل بر مبنای انیدشه تفکر آینده نگر وعزم راسخ به برنامه ریزی منظم و مداوم می باشد.
پورویت K.Porwit معتقد است که برنامه ریزی مجموعه اقداماتی است که برای رسیدن به اهداف معینی انجام می گیرد.
به هر حال برنامه ریزی شامل آن تفکری است که قبل از عمل طرح ریزی می شود و نتیجه اش هم رسیدن به هدفی است که برای خود تعیین کرده ایم.
به نظر هورستHilhorst برنامه ریزی عبارت است از:
فرایند تصمیم گیری بمنظور ترکیب درست و بهینه فعالیت ها در ناحیه ای مشخص که با توجه به هدف های تعیین شده نظام و فشار های ناشی از منابع موجود بوسیله آن هماهنگ می شود.
به نظر نهرو برنامه ریزی عبارت است از: به کار انداختن آگاهی در رابطه با .واقعیت ها و شرایط موجود راه حلی برای مشکلات جامعه.
امیریچ: برنامه ریزی را عبارت از یک طراحی دراز مدت با هدف توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه می داند که از طریق بهره گیری موزون و متعادل کلیه منابع طبیعی و انسانی به منظور افزایش سطح زندگی و رفاه جامعه بدست می آید.
برنامه ریزی کوششی است برای بهتر زیستن یک ضرورت و یک نیاز طبیعی برای ارتقاء سطح زندگی بشر می باشد همچنین برنامه ریزی هدایت عقلانی و منطقی تصمیم گیریها در ابعاد اقتصادی اجتماعی در دوره های زمانی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت بمنظور بهره گیری از امکانات و پتانسیل ها برای حل مشکلات و احتیاجات اساسی جامعه است. به عبارتی دیگر برنامه ریزی اقداماتی است برای رشد و توسعه موزون و متعادل جامعه.
بنابراین می توان گفت: برنامه ریزی اساسا راه انیدشیدن درباره مشکلات اجتماعی و اقتصادی بوده و با برنامه ریزی دقیق می توان اشتباهات گذشته را جبران و نسبت به آینده هوشیارتر عمل کرد.
واترسون( در کتاب برنامه ریزی توسعه) برنامه ریزی را چنین تعریف می کند:
برنامه ریزی فعالیت سازمان وتلاش هوشیارانه بمنظور گزینش بهترین راه حل های پیشنهاد موجود برای دستیابی به هدف های کلی ویژه است.
ضرورت برنامه ریزی:
1- ابزاری است برای ساماندهی و سازماندهی جامعه
2- از دیدگاه و روان شناسی اجتماعی و محرک اجتماعی است برای حل بحرانها نابسامانی هاو آشفتگی های اجتماعی بخصوص که رشد شدید جمعیت رشد شتابان شهر نشینی ورود تکنولوژی و........ضرورت برنامه ریزی اجتناب ناپذیر است .
3- برنامه ریزی به ما کمک می کند تا هرگونه منابع محدودی را که دراختیار داریم با نیازها و شرایط جامعه تطبیق دهیم. بنابراین رهبران ومراجع تصمیم گیری درهرسطح موظف به پیگیری این نکته هستند که استفاده از منابع محدود دررابطه با رفاه و آسایش جامعه به نحو احسن انجام گیرد. 
اهداف برنامه ریزی:
هدف برنامه ریزی بهبود رفاه جامعه است. به عبارتی هدف اصلی از هر نوع برنامه ریزی ارتقاء سطوح مختلف زندگی جامعه می باشد بنابراین اصلی ترین پارامترها در این رابطه عبارتند از :
الف) شناخت دقیق امکانات موجود و پتانسیلها در جهت رفع نیازمند یهای جامعه
ب) ایجاد هماهنگی بین سازمان های مختلف و افزایش کارایی آنها
ج) اصلاح سیستمهای اجتماعی، اقتصادی، فیزیکی و...
د) دستیابی به آِنده مطلوب
ه) ایجاد عدالت در توزیع امکانات و...
مراحل برنامه ریزی:
یک برنامه ریزی عملی در حالت کلی در برگزیده 3 مرحله اصلی می باشد که به ترتیب عبارتند از :
1- مرحله برنامه ریزی
2- مرحله اجرایی
3- مرحله کنترل و ارزیابی
انواع وسطوح گوناگون برنامه ریزی:
به طور کلی برنامه ریزی مشتمل بر دو نوع می باشد.
الف: برنامه ریزی جامع (یکپارچه) 
این نوع از برنامه ریزی را کاملترین برنامه ریزی برای توسعه می دانند چرا که در آن هدف های نهایی سیاستها و برنامه های اجرایی متفاوت و برآوردهای مالی و نیروی انسانی و.......... مورد توجه قرار می گیرد ...در واقع برنامه ریزی جامع همان برنامه ریزی یکپارچه است و دارای 3 بعد برنامه ریزی اجتماعی- برنامه ریزی اقتصادی فضایی می باشد. این نوع از برنامه ریزی بلند مدت بوده و در سطوح ملی و منطقه ای و شهری قابل طرح می باشد .
ب) برنامه ریزی غیر جامع
در این نوع برنامه ریزی به بعضی از فعالیت ها اقتصادی و صنایع کلیدی و یا فهرستی از پروژه های عمرانی به ترتیب اولویت توجه می شود.
انواع برنامه ریزی از نظر ابعاد:
برنامه ریزی می تواند در سطوح و ابعاد مختلفی مطرح گردد از جمله:
1- برنامه ریزی فیزیکی:این برنامه ریزی برای بهبود ساخت فیزیکی یک ناحیه انجام می گیرد و اجزاء آن شامل حمل و نقل و کاربری زمین(Land use) تاسیسات و خدمات شهری و..می شود در برنامه ریزی های شهری توجه به جنبه های فیزیکی از سایر برنامه های بیشتر می باشد .
2- برنامه ریزی اقتصادی: که برای ساخت اقتصادی یک ناحیه و پیشرفت همه جانبه به آن برنامه ریزی می شود در این نوع برنامه ریزی سعی می گردد تا حداکثر استفاده از منابع و امکانات با حداکثر بازدهی و کارآیی اقتصادی حاصل شود .
3- برنامه ریزی اجتماعی: این برنامه ریزی برای ساخت اجتماعی یک جامعه بمنظور ازدیاد رفاه و بهبود زندگی افراد صورت می گیرد معمولا این نوع برنامه ریزی در قالب فعالیت های اقتصادی و فیزیکی انجام می شود. 
انواع برنامه ریزی کلان(کلی):
 این نوع برنامه ریزی بالاترین سطح برنامه ریزی ملی است که در حین جامع نگری ژرفانگری بوده و هدف های کلی را می بیند. عمدتا به هدف های کلی و عمومی اقتصادی و اجتماعی توجه دارد در برنامه ریزی کلان مسائلی چون: تولید ملی، صادرت و واردات و اشتغال و.........و تعیین سهم بخش های مختلف اقتصادی ، اجتماعی، دفاعی، آموزشی و.......... در جهت به هدف های تعیین شده جامعه صورت می گیرد.
2-برنامه ریزی بخشی: 
برنامه ریزی بخشی معمولا در سطح ملی انجام می شود و تا سطوح پایین ادامه می یابد. این نوع برنامه ریزی عمدتا در بخشهای مختلف تولیدی و اجتماعی صورت می گیرد مانند برنامه ریزی در بخش درمان یا کشاورزی، مخابرات، ساختمان، بهداشت، دانشگاه ها و همچنین در هر بخش، طرحها و پروژه های مختلفی وجود دارد که هر کدام برای یک منطقه یا تعدادی از آنها برای یک منطقه تهیه و تدوین می شود و مجموعه آنها اقتصاد ملی را تشکیل می دهد.
3- برنامه ریزی خرد( یا در سطح ملی): 
این نوع برنامه ریزی جهت طرح ها و پروژهای در داخل برنامه ریزی بخشی صورت می گیرد. مثلا توسعه درمانگاهها در داخل بخش بهداشت و درمان یا برنامه ریزی تولید یک محصول در داخل بخش کشاورزی و یا برنامه ریزی توسعه مدارس ابتدای در داخل بخش آموزشی .
نظام برنامه ریزی از جهت تمرکز یا عدم تمرکز:
الف برنامه ریزی متمرکز:
این نوع برنامه ریزی ناشی از استقرار مراکز قدرت سیاسی و اداری اقتصادی و نهادهای اصلی مدیریت در یک یا چند نقطه محدود می باشد. قدرت روز افزون این مراکز باعث می شود که به تدریج نیروهای پویا از سطح کشور به سمت اینگونه مراکز کشیده شوند که ضمن توامندی بیشتر این مناطق باعث ایستادن و توقف سایر نواحی می شود.( برنامه ریزی از بالا به پایین)
ب) برنامه ریزی غیر متمرکز:
 وقتی کارها به مناطق ونواحی کوچکتر واگذار گردد وآزادی بیشتر به نواحی داده شود در واقع برنامه ریزی از پایین به بالا صورت می پذیرد که به آن برنامه ریزی غیر متمرکز اطلاق می شود. هدف از این نوع برنامه ریزی ایجاد فرصت های مناسب برای مسئولان محلی در مناطق می باشد تا بتوانند طرح های توسعه خود را در چهار چوب سیاست های ملی به انجام رسانند.
الف) جذب بیشتر اعتبارات ملی در مرکز اعتبارات سایر مناطق کشور .
ب) بوجود آمدن مشکلات عدیده در مرکز از جمله: مشکلات اکولوژیکی شهری، حاشیه نشینی، مشاغل کاذب و....
ج) بوجود آمدن سیستم بوروکراسی در مرکز که باعث عدم کارایی نظام مدیریتی و اجرایی کشورمی گردد.
د) تشدید مهاجرت به مرکز.
مزایای برنامه ریزی غیر متمرکز:
الف) کاهش عدم تعادل منطقه ای.
ب) تقویت مشارکت مردم و گسترش وحدت آگاهانه عملی ج) بهره مندی از خدمات عمومی صادقانه د) هماهنگی دربرنامه ریزی و اجرا جهت توسعه یکپارچه ه) شناخت پتانسیلها و قابلیتها بالقوه مناطق و کمبودها و تنگناهای آن و) کاهش سلسله مراتب اداری و افزایش کارایی نهادهای مراکز ز) افزایش خلاقیت و ابتکار.
انواع برنامه ریزی از نظرزمان و مدت اجرا
از این نظر برنامه به سه دسته تقسیم می شود
الف) برنامه دراز مدت(بلند مدت): طول این برنامه غالبا بیش از 10 تا 15 سال و گاهی 25 سال برآورده شده است در برنامه ریزی دراز مدت مسیر کلی رسیدن به اهداف نهایی جامعه روشن می شود و دور نهایی آینده وضع اقتصادی و اجتماعی تعیین می گردد. هدف اصلی برنامه ریزی بلند مدت ارتقاء سطح زندگی مردم و تامین نیازهای جمعیت یک کشور دردراز مدت می باشد. در این نوع برنامه ریزی زمینه اجرای برنامه های کوتاه مدت و میان مدت آماده می گردد
ب) برنامه ریزی میان مدت: طول این برنامه غالبا بین 7-4 سال می باشد که به سیاست اقتصادی – اجتماعی کشورها بستگی دارد. برنامه های توسعه اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و جزو برنامه های میان مدت بوده و مدت زمان آن 5 سال می باشد این برنامه ریزی باید هماهنگ با برنامه بلند مدت باشد و انجام آن قسمتی از اهداف برنامه بلند مدت را را تحقق می بخشد 
ج) برنامه ریزی کوتاه مدت:
طول این برنامه در کشورهای مختلف متفاوت است و معمولا حداکثر برای مدت 2-1 سال تنظیم می گردد .
این برنامه چگونگی اجرای سیاستهای دولت مرکزی مشخص می شود این نوع برنامه لزوما عملی تر و دققی تر است چون به تحقق نزدیکتر می باشد و قابلیت اطمینان بیشتری را دارا است.
انواع برنامه ریزی از نظر سطوح مکانی و فضای جغرافیایی:
هر برنامه ای که تنظیم می شود معمولا برای اجرا در یک قلمرو جغرافیایی معین می باشد که گاهی چند کشور و گاهی یک کشور و گاهی یک منطقه را در بر می گیرد هدف دراین برنامه ریزی رشد و توسعه آن حوزه جغرافیایی است لذا به این اعتبار می توانیم برنامه ریزی را به چند دسته تقسیم نماییم.
1- برنامه ریزی بین المللی(International Planning):
برنامه ریزی بین المللی عمومادر سطح چند کشور و به صورت مشترک انجام می شود ممکن است سیاسی اقتصادی و یا اجتماعی باشد با توجه به ارتباط روز افزون کشورها با یکدیگر و نیاز به همکاری و همگانی آنها با همدیگر ضرورت انجام یک سری اقدامات هماهنگ در سطح چند کشور را توجیه پذیر نماید لذا می توان یکی از عوامل تشکیل سازمانهای بین المللی را همین نیاز به همکاری کشورها دانست مانند برنامه ریزی در سازمان خوارو بار جهانی، برنامه ریزی بین المللی در بازار مشترک اروپایی غربی و.......
2- برنامه ریزی ملی(National Planning):
در این برنامه ریزی سیاستهای توسعه اقتصادی و اجتماعی یک کشور طراحی می شود و معمولا برای اجرا در سراسر فضای ملی تتنظیم می گردد و از کلیه امکانات و منابع موجود کشور برای تحقق توسعه اقتصادی سریع و در سطح کشور استفاده می شود. معمولا برنامه ریزی ملی در قاللب برنامه ریزی منطقه ای( رد سطح جغرافیایی استان- شهرستان- شهر- دهستان و روستا) صورت می گیرد ساختن راهها، راه آهن ، بنادر- فرودگاهها و منابع آب تاسیسات صنعتی و شهرهای جدید و بطور کلی سرزمین و طرح های کالبدی ملی که دولت مرکزی کنترل زیادی روی آنها دارد از جمله برنامه ریزی های ملی محسوب می شود .
3- برنامه ریزی منطقه ای(Regional Planning):
برنامه ریزی منطقه ای فرایندی است در جهت تنظیم و هماهنگ کردن برنامه های مختلف اقتصادی و اجتماعی با نیازهای و امکانات محلی و منطقه ای. در این نوع برنامه ریزی چون مشارکت مردم نیز مطرح می شود می توان آن را برنامه ریزی از پایین به بالا در جهت انطباق برنامه های کلان با ویژگی های ناحیه ای دانست. برنامه ریزی منطقه ای عبارت است از کوشش هایی جهت بدست آوئردن حداکثر استفاده از منابع .
هدف های برنامه ریزی منطقه ای: 
واگذاری اختیارات به نهادهای منطقه ای و مشارکت فراگیر ساکنین منطقه در این نهاد هاست تا نوآوری ها و تغییرات لازم توسط مردم و برای مردم به بار آید. در این نوع برنامه ریزی به جنبه های گوناگون حیات اقتصادی یک منطقه خاص توجه می شود و مفید ترین نوع برنامه ریزی از لحاظ پیشرفت کشور محسوب می شود. 
در برنامه ریزی منطقه ای برنامه ریزان بیشتر به فکر استفاده بهینه از منابع و قابلیتهای منطقه بریا برطرف کردن عدم تعادل های همان منطقه هستند هدف برنامه ریزی منطقه ای برای عمران و توسعه مناطق ایجاد دگرگونی کامل و اساسی در کلیه زندگی اقتصادی و اجتماعی و بسیج تمام نیروهای مادی و معنوی هر منطقه در جهت رشد پیرشفت و آبادانی آن منطقه می باشد. 
بنتون مگ گی، هدف برنامه ریزی منطقه کار را پرورش قابلیت زیست مناطق انسان تعریف نمود ( یک محیط قابل لیست ، هر فضای طبیعی، مصنوعی که شرایط مناسب بقاء تداوم نظر غذا پناهگاه آب و هوا و تسهیلات متفاوت و غیره را فراهم آورد، می باشد. 
همانگونه که قبلا گفته شد هدف برنامه ریزی منطقه ای و واگذاری اختیارات به نهادهای منطقه ای و مشارکت فراگیر ساکنین منطقه در این نهادهاست تا نوآوریها و تغییرات لازم توسط مردم و برای مردم به بار آید
بطور کلی دو نوع برنامه ریزی منطقه ای وجود دارد:
1- برنامه برای داخل یک منطقه) Inter Regional Planning):
که سعی دارد یم منطقه بخصوص را توسعه داده و مسائل آنها را حل کند که به آن برنامه ریزی درون منطقه ای اطلاق می گردد.
2- برنامه ریزی بین منطقه ای) Inter Regional Planning):
که سعی دارد در عین حال باعث توسعه مناطق می شود از لحاظ سطح توسعه نیز باعث ایجاد تعادل بین این مناطق نشود و در مجموع باعث توسعه متعادل کشور گردد .
 برنامه ریزی منطقه ای آن است که بخشها و منطاق را به هم بدوزد .
 برای رسیدن تعادل فضایی باید برنامه ریزی منطقه ای شود یک منطقه بایستی توسط خود منطقه اداره شود.
تعیین مناطق به سه صورت انجام می شود.
1- بر حسب همگنی شاخص ها
2- بر حسب ارتباط متقابل عملکردی مشخص می شود
3- تعیین مناطق بر حسب نوع استفاده از زمین
برنامه ریزی منطقه ای فرایندی است در جهت مشارکت مردم و مناطق در برنامه ریزی و فراهم آوردن موجبات برنامه ریزی از جهت انطباق با برنامه های ملی و ویژگی های منطقه ای بعضی از صاحب نظران برنامه ریزی منطقه ای را فرایندی در جهت تنظیم و هماهنگ کردن برنامه های مختلف اقتصادی اجتماعی یا نیازهای و امکانات محلی تعریف می نمایند. برنامه ریزی منطقه ای بنا به سنت مناطق در مرزهای ملی را برای برنامه ریزی منطقه ای می شناسد. فضا و نیروهای موثر در تغییرات فضایی موضوع برنامه ریزی منطقه ای فضا ی مورد توجه در برنامه ریزی منطقه ای ....فضایی است که به سبب دخالت انسان پیوسته در تحول و تغییر است فضای برنامه ریزی منطقه ای بدون انسان معنا ندارد. برنامه ریزی کوششی برای پیگیری آگاهانه توسعه قابلیت زیست انسان با استفاده از وسایل منطقی است.
کلودیو پتیت که از پیشتازان برنامه ریزی منطقه ای که سالها وزیر عمران کشور فرانسه بود برنامه ریزی منطقه ای را جامع ذکر می نماید.
منطقه(Region)؟
منطقه عبارت است از سطحی که دارای یک مدیریت باشد 2- به محدوده ای که عملکرد شهر مرکزی دارد یک منطقه گویند3- منطقه عبارت است از محدوده دی که دارای هماهنگی باشد ممکن است این هماهنگی یک هماهنگی خغرافیایی یا هماهنگی قومی یا هماهنگی اقتصادی باشد معمولا اغلب کشورها توسعه یافته در محدوده های اقتصادی مناطق شان را تشکیل می دهند بنابراین4- منطقه عبارت است از فضا یا قسمتی از کره زمین یا قسمتی از خاک یک کشور که عوامل طبیعی اقتصادی اجتماعی و سیاسی آنرا محیط اطراف خود متمایز می نماید که فضای هموژن Homoyeneous بوجود می آید.
عواملی که در شکل گیری مناطق موثر ند عبارتند از:
1- زبان2- مذهب3- عومل طبیعی4- تکنولوژی 5- مسایل سیاسی
خطوطی که توسط دریاها، دره ها و کوهها بوجود می آِد به همراه آداب و سنن و اخلاق روحیات زبان و مذهب و دهها عوامل مشابه دیگر از جمله عوامل به وجود آمدن مناطق هستند .
منطقه ممکن است بخشی از فضای جغرافیایی یک کشور را در بر گیرد یا تعدادی از کشور ها در اقتصاد بین المللی منطقه ای به جود آورند مثل منطقه شمال ایران در سطح ملی و منطقه خاورمیانه در سطح بین المللی.
تعریف هیران . دی . دیاس و همکارانش از منطقه عبارت است از: منطقه زیر بخش کشور است. 
تقسیم بندی یک کشور منطقه بر مبنای توزیع جمعیت – وضعیت آب و هوایی- پوش گیاهی می باشد . معمولا در دو یا سه ناحیه یا استان ممکن است در داخل یک منطقه قرار گیرد .
جورگد درباره مفهوم منطقه چنین می گوید هر بخش از سطح زمین که شرایط فیزیکی متجانس داشته باشد از نظر جغرافیایی یک منطقه بشمار می ِآید 
به نظر رابرت دکینسن منطقه عبارت است از فضایی یا قسمتی از کره زمین و یا بخشی از خاک یک کشور که عوامل طبیعی، اقتصادی و فضایی همسان (Homogeneous) بوجود آورده است( منظور همسان عملکردی). در عین حال او عقیده دارد که منطقه عبارت است از فضایی که در بعضی شرایط و فعالیت های خاص همسان و یکنواخت باشد که البته یکنواخت کننده می تواند صنعت و تجارت و جمعیت و یا امثالهم و یا ترکیبی از آن ها باشد. 
بطور کلی منطقه از هر دیدگاه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بوسیله هر متخصصی ( جغرافیدان ، اقتصادان، جامعه شناس) که تعریف شده باید دو جنبه اسامی در آن ضرورتا مورد توجه قرار گیرد: 
1- فضا و محدوده ای از سرزمین را دربرگیرد 2- در یک سری ویژگی ها وجه اشتراک وجود داشه باشد .
از آنجا که برنامه ریزی منطقه ای به مناطق نظر دارند لذا می توان گفت که که منطقه همان فضاست با مرز ها یا حدود مشخص. در واقع می توان گفت منطقه بخشی از یک کشور است که وحدت آن ناشی از داده های آب و هوایی گیاهی، ناهمواری اقتصادی و سیاسی اداری و فرهنگی می باشد .
هر برتسون جغرافیدان مشهور چهار عامل: ویژگی زمین، آب و هوا، پوشش گیاهی ، جمعیت و تراکم را معیار تعیین منطقه طبیعی ذکر می نماید و در این تقسیم بندی وزن بیشتری به آب و هوا می دهد. 
آنستید«unstead» از جغرافیدانان معروف برای تعیین منطقه ابتدا مراکزی را با هدف تعیین نفوذ آن تعیین کرد سپس با بررسی ویژگی های مناطق پیرامون در مرکز همه مکانهایی را که مشخصات همگن و متشابه با ویژگی های مرکز داشتند حوزه نفوذ مرکز مورد بررسی بشمار می آورد. امروز و با پیشرفت دانش فنی و تکنولوژی باید در مفهوم و تعریف منطقه تجدید نظر نمود بنابراین منطقه را به عنوان بخشی از سرزمین دانست که بیشترین روابط عملکردی و کارکردی میان شاخص ها در آن برقرار باشد.
تعریف منطقه از دیدگاه جغرافیدانان:
1- مناطق جغرافیای طبیعی: اگر صرفا مشخصات طبیعی مانند شکل زمان، اوضاع اقلیمی، خاک رستنی ها و غیره و مبنای مرزبندی قرار گیرد منطقه جغرافیای طبیعی خواهیم رسید.
2- اگر فعالیت های اقتصادی غالب و اصلی و معیار مرز بندی قراردهیم مناطق اقتصادی بدست می آید.
3- اگر عوامل صرفا فرهنگی مانند زبان، مذهب، و غیره را مورد توجه قرار دهیم به مناطق اجتماعی و فرهنگی می رسیم.
4- اگر تمام عوامل فوق رابحساب بیاوریم که جامعیت داشته باشد منطقه همگن بدست می آید به عبارتی دیگر اگر تمام این عوامل به حساب آورده شود منطقه جامع جغرافیایی است.
باتکین ) B.A.Botken): معتقد است منطقه اصطلاح جغرافیدان است برای نوعی از محیط که عناصر جغرافیایی در آن رابطه مشخصی و ثابتی قرارگرفته اند از جمله مفاهیم طبیعی ، پستی و بلندی ها خصوصیات زمین شناختی اقلیم جلوه هایزیست و غیره را باید نام برد. 
مارشال دیموکM.E.dimock منطقه گردید رابا مشخصات زیر تعریف می کند:
مجموعه به هم تنیده ای از عوامل محیطی ، اقتصادی، اجتماعی و دولی تا بدان حد که به ماهیت خاص جداگانه ای در درون کل، آگاهی مشخصی وجود داشته و نیاز به برنامه ریزی مستقل احساس شود خصوصیات ویژه فرهنگی جلوه گر شود و خواست آزادی اداری از لحاظ نظری ایجاد شود و اعمال گردد.
نوع مناطق:
 مناطق را می توان بر اساس اهداف تقسیم بندی کرد این اهداف می تواند اقتصادی (تولید، درآمد سرانه ، توزیع و...) جغرافیایی] شرایط اقلیمی و آب وهوایی و...[ فرهنگی و اجتماعی و...باشد 
الف) منطقه همگن: 
منطقه همسان یا همگن یک فضای جغرافیایی است که نسبت به یک یا چند متغیر و معیارهای انتخاب شده جهت تعیین منطقه همگن باشد این فضای جغرافیایی دارای چند ویژگی مشترک است و همگن است این ویزگی ها اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی و فرهنگی و........باشد. بعنوان مثال اگر بر اساس زبان و گویش ها، سرزمین ایران تقسیم بندی می شود منطقه شمال غربی کشور شامل: آذربایجان شرقی و غربی و استان اردبیل (صرف نظر از تقسیمات اداری که به سه استان تقسیم شده اند) تشکیل یک منطقه همگن را می دهد که خصوصیت مشترک آنها تکلم به زبان آذری است .
منطقه همگن که به نام های مناطق همگن خوانده می شود از نواحی همجواری تشکیل می شود که اختلاف محل به درون آن بسیاری ناچیز است این مناطق مرز مشخصی با یکدگیر داشته و تداخلی در آن ها مشاهده نمی شود برای تعیین منطقه همگن می توان از عوامل طبیعی فرهنگی، اقتصادی بهره چیست برای تعیین منطقه همگن می توان از نمونه های متغیر های زیر بهره چیست.
- ویزگی های بهره برداری از زمین 
- نوع استفاده از زمین کشاورزی جنگل کاری و غیره
-محصول عمده یا ترکیبی از محصولات عمده
- میزان بهره برداری یا اندازه مزرعه
- سطح تکنولوژی 
- ترتیب مالکیت زمین
- ویژگیهای جمعتی رشد و تراکم توزیع جمعیت نرخ زاد و ولد الگوهای مهاجرتی
نظام شبکه حمل و نقل
- خدمات اجتماعی و تسهیلات عمومی(ویژگی های آبرسانی بهداشتی آموزشی برق رسانی)
- ساختار اقتصادی اجتماعی گروههای اجتماعی، .و طوایف الگوی توزیع درآمد خدمات تصمیم گیرنده اشتغال در نهر بخش بیکاری)
در واقع تقسیم بندی مناطق همگن نوع مطالعه مطالعه قابلیت سنجی را می طلبد
ب) منطقه خدماتی: 
گاهی برای ایجاد یک منطقه خدماتی که برای آن ها ایجاد می شود معیار و ملاک تشخیص قرار می گیرد مثلا: تراکم ارتباطات از حمل ونقل و پست و...یا پارمترهای توزیع در تجارت داخلی و خارجی منطقه و.... یعنی آنچه بسیار مهم است ارتباطات خدماتی است نه یا فاصله و یا وسعت منطقه به عبارتی دیگرمحدوده ای است که درآن خدمات پستی حمل و نقل، تجارت داخلی و خارجی و غیره ارائه می گردد.
ج) منطقه قراردادی یا کاربردی Formalor Functional :
 این منطقه محدود جغرافیایی است که در آن نوعی وحدت کاربردی و همبستگی بین اجزا مشاهده می شود یک منطقه کاربردی اغلب شامل واحد های جمعیتی غیر همگانی مانند یک شهری و شهر های کوچک روستاهای ازطراف آن است که از نظر عملکردی با یکدیگر در ارتباط نزدیک و متقابل اند. به این مناطق عملکردی یا گروهی نیز گفته شده در واقع مفهوم گروه ی بر تفاوت های درون منطقه ای تاکید می شود. 
منطقه برنامه ای:
 بطور کلی منطقه برنامه ای را میتوان تنهامحدوده ای دانست که در آن وحدت همبستگی در تصمیم گیری ها اقتصادی مشاهده می شود به تعبیر دیگر منطقه برنامه ای محدود ای است که تا آن اندازه وسعت دارد که تغییرات قابل ملاحظه ای در توزیع جهت و اشتغال درون آن صورت می گیرد .
بطور کلی منطقه برنامه ای باید از ویژگی های زیر برخوردار باشد :
- وسعت آن در حدی باشد که بتوان در محدوده آن سرمایه گذاری هایی در مقیاس وسیع انجام داد.
- نیروی انسانی مورد نیاز فعالیت های اقتصادی منطقه در محدوده آن قابل تامین باشد .
- ساخت اقتصادی نسبتا همگن داشته باشد.
- دست کم یک مرکز رشد داشته باشد.
- دارای وحدت رویه در حل مشکلات اقتصادی و برنامه ریزی بوده و نوعی همگن و تمرکز در اجرای تصمیمات و برنامه ها داشته باشد. 
جان فریدمن johnfriedman 5 منطقه را در مناطق برنامه ریزی ارایه می دهد: 
الف) مناطق هسته ای core regions شامل یک یا چند شهر خوشه ای 
با حومه های میانی که با داشتن استعداد فراوان برای توسعه اقتصادی مشخص شده اند 
ب) مناطق مرزی دارای منابع:ResourceFrontierregions نواحی تازه سکونت یافته ای هستند که طبیعت غالب آنها کشاورزی است.
ج) نواحی انتخاب عقب مانده:downward-Transitional Area نواحی قدیمی هستند که اماکن مسکونی آنها دارای اقتصادی با ویژگی است.
د) مناطق دارای مسایل ویژه: Special Problem Region نواحی هستند که به علت موقعیت مکانی خاص یا مناطق ویژه به نگرش توسعه ای خاص نیاز دارند حوزه های آبریز رودخانه به نواحی برای توسعه جهانگری و محدوده های مرزی را به عنوان چند نمونه می توان ذکر کرد.
ه)منطقه کانونی Nodil Region:
 شکل خاصی از منطقه عملکردی است که دارای یک نقطه کانونی است و توان نقطه یک برتری و نوعی رهبری منطقه ای وجود دارد . اگر ارتباط وکنش و واکنش بین نواحی مختلف یک منطقه وجود داشته باشد و عملکرد رهبری در یک ناحیه متمرکز باشد آن منطقه کانونی نامیده می شود.در یک منطقه کانونی نواحی مختلف ممکن است عمل گوناگونی مرکزیت یک نقطه کانونی را برگزینند به این ترتیب منظومه های مختلف در داخل یک منطقه کانونی بوجود آید و به آن ساختار منظومه ای بخشد.
منطقه بندیlisation Zonniny : regions 
1- تقسیم یک سرزمین به مناطق مشخص با مرز های معین را منطقه بندی سرزمین می گویند .
2- منطقه بندی در واقع استفاده منطقی و نظام پذیری از توان های سرزمین در آینده بلند مدت است و در آن نیز بهره گیری توانهای هر یک از مناطق مورد نظر است .
3- منطقه بندی روشنی است که در آن برنامه ریزی فیزیکی کاربری زمین را جهت منافع عمومی نظام بخشد و هدف اصلی آن اختصاص دادن زمین به مصارف عمده در توسعه آینده سرزمین است.
منطقه بندی فرایند تعیین مناطق است که بر اساس هدف منطقه بندی و شاخص یا شاخص های مورد استفاده و اطلاعات موجود به طرف مختلف انجام می گیرد.
شاخص های منطقه بندی و تشخیص مناطق:
عمده ترین معیارهایی که برای منطقه بندی سرزمین بیان شده عبارتند از:
1- شرایط طبیعی: مانند کوه، دریا، دشت و جنگل که بر این اساس سرزمین ها به مناطق ساحلی – کوهستانی و جنگلی منطقه بندی می شوند.
2- وسعت کشور بعلت وسعت زیاد کشورها بزرگ باید به مناطق کوچکتر تقسیم بندی شوند.
3- شاخص های توسعه اقتصادی: مثل مناطق توسعه یافته یا در حال توسعه و مناطق محروم و یا مناطق کم در آمد پر درآمد.
4- تحرک عوامل تولید: منظور عواملی که در تولید دخالت دارند مانند نیروی انسانی و سرمایه.
5- تحرک کالا: منظور تجارت و بازار کالا می باشد که در بین مناطق مختلف انجام می گیرد.
مرزهای سیاسی و اداری.
به هر حال می توان به کمک گرفتن از شاخص های مختلفی چون جغرافیایی- سیاسی – مذهبی- قومی- نژادی –زبانی، اقتصادی ، اداری و.........می توان و سرزمین را به مناطق گوناگون تقسیم بندی کرد.
تقسیمات کالبدی منطقه: همانطوری که قبلا ذکر شد یک منطقه به عنوان بخشی از یک کشور از نظر طرح ریزی کالبدی به خرد منطقه ناحیه منظومه مجموعه روستا تقسیم می گردد.
سطح منطقه در برنامه ریزی منطقه ای می تواند معادل 500 هزار نفر جمعیت یا بیشتر داشته باشد در سطح منطقه دامنه حداکثر شعاع دسترسی 150 الی 100 کیلومتر مرکز منطقه به عنوان مرکز رشد ایفای نقش می نماید. از نظر رده خدماتی مرکز منطقه باید دارای خدمات عمده فروشی و بازار های اصلی باشد و از نظر عناصر توزیعی باید دارای فرودگاه دانشگاه و بیمارستان تخصصی باشد.
خرد منطقه: خرد منطقه در تقسیمات کشوری کالبدی سطحی پایین تر از منطقه یا استان است علت تقسیم بندی منطقه به خرد به جهت شاخص های همگن است. دامنه نوسان جمعیت در خرد منطقه معمولا بین 500 هزار الی 250 هزار نفر خواهند بود دامنه حداکثر شعاع دسترسی عمدتا 20 الی 50 کیلومتر است که مرکز خود منطقه معمولا شهر دوم استان خواهد بود و بعنوان نقطه رشد ایفای نقش خواهد می نماید. از نظر رده خدماتی خرده منطقه باید دارای مراکز تجاری اداری و بازارهای محلی فرمانداری عمده فروشی و بیمارستان درجه 1 باشد .
ناحیه(Area) : سطح ناحیه بدلیل همگنی از تظر شاخص های کالبدی در برنامه ریزی در سطحی پایین تر از خود منطقه قرار دارد. ناحیه را معمولا می توان معادل یک شهرستان در نظر گرفت دامنه نوسان جمعیت در ناحیه عمدتا 50هزار تا 250 هزار نفر است دامنه شعاع دسترسی در ناحیه را می توان معادل 20 تا 50 کیلومتر در نظر گرفت مرکز ناحیه بعنوان مرکز خدمات تلقی می شود و از نظر رده خدماتی اداری باید دارای فرمانداری و بخشداری باشد در مرکز بیمارستان، فرمانداری ، مرکز تلفن و بانک توصیه می شود .
منظومه: منظومه در تقسیمات کالبدی منطقه معادل بخش یا چند دهستان گفته می شود دامنه نوسان جمعیت منظومه معمولا 10 هزار تا 50 هزار نفر آورده می گردد. دامنه حداکثر شعاع دسترسی آن 10 تا 20 کیلومتر است .در مرکز منظومه عناصر توزیعی شامل بخشداری ، دهداری، بانک، مرکز تلفن، باجه تلفن و دبیرستان توصیه می شود .
مجموعه: مجموعه روستایی را می توان معادل یک دهستان تلقی نمود دامنه نوسان مجموعه از 1000 تا 10000 نفر جمعیت و دامنه حداکثر شعاع دسترسی آن حدود 5 کیلومتر است. مرکز مجموعه روستایی روستای مرکزی است که دارای رده خدماتی اداری و از نظر عناصر توزیعی اداری ، دارای باجه تلفن، باجه پست خانه بهداشت و مدرسه راهنمایی می باشد ..
مثلا اگر برنامه ریزی بخواهد شاخص نژاد را در نظر بگیرد مناطقی را که از از این نظر همسان است جز یک منطقه در نر می گیرد در نتیجه وجه تمایز و مشخصه بین دو منطقه در یک سرزمین ناهمگونی در نژاد آن مناطق می باشد یا مدرک منطقه بندی در داخل یک منطقه با توجه به شاخص که مورد بررسی قرار می گیرد. 
بطور کلی تعیین مناطق (منطقه بندی ) به سه صورت انجام می گیرد:
1- منطقه رسمی یا فرمال Formal Region: این منطقه بر حسب تجانس همگنی شاخص ها تعیین می گردد به عبارتی دگیر منطقه رسمی به یک ناحیه پیوسته جغرافیایی اطلاق می شود که بر اساس بعضی شاخص های انتخاب شده همگن و یکنواخت باشد. در ابتدا شاخص های فیزیکی نظیر وضعیت پستی و بلندی آب و هواو یا ونوع روئیدنیها ملاک عمل قرار می گیرفتند. ولی بعد از شاخص های اقتصادی نظیر معیشت و یا نوع محصولات کشاورزی و یا حتی شاخص های اجتماعی و یا سیاسی برای تعریف مناطق رسمی استفاده می شوند. مناطق طبیعی ( که از ثبات بیشتر نسبت به عوامل اقتصادی ، اجتماعی یا سیاسی برخوردارند) نیز نوعی از مناطق رسمی می باشند که تنها بر اساس عوامل فیزیکی تعریف می گردند ........ مناطق رسمی اقتصادی بر پایه به نوع تولیدات و یا کشاورزی تعریف می شوند و نیز زیر بنای فیزیکی داشتند امروز برای تشخیص مناطق رسمی اقتصادی از شاخص هایی نظیر در آمدند نرخ بیکاری و یا نرخ رشد اقتصادی استفاده می شود.

2- منطقه عملکردی::funictional region ground منطقه عملکردی به قسمتی پیوسته از یک ناحیه جغرافیایی اطلاق می شود که نشان دهنده روابط عملکردی متقابل و یا اجزا وابسته به هم باشد. گاهی نیز این نوع مناطق تحت عناوینی نظظیر مناطق قطبی Polorised Reyion و یا مناطق غده ای Nodol Reyion خوانده می شوند مثل شهر ها و روستاها که از نظر عملکردی در ارتباط با یکدیگر می باشند یا مجموعه ای از شهرها جدید که با شهر مرکزی در قالب روابط عملکردی مربوط می شوند. به عبارت دیگر تعیین مناطق عملکردی در واقع نوعی حوزه نفوذ است که بر اساس ارتباط متقابل عملکردی مشخص می شود .مناطق عملکردی بیشتر بر ارتباط فضایی و خدمات رسانی دارد..3- تعیین منطقه بر حسب نوع استفاده از زمین Zonning و آن عبارت است از طبقه بندی مختلف بر حسب Landuseعلت نیاز به امر برنامه ریزی منطقه ای چیست؟1- کمبود درآمد : وقتی درآمد کم باشد کمتر هم ذخیره می کند و وقتی کمتر ذخیره کرد کمتر هم سرمایه گذاری می کند و وقتیکه کمتر سرمایه گذاری کرد توسعه هم کمتر پیدا می کند 2- کمبود خدمات عمومی مثل بهداشت:آموزش.3- عدم استفاده منطقی و کامل از منابع موجود( هم منابع طبیعی و هم منابع انسانی) مثلا جلوگیری از هدر روی آب و یا استفاده از حداکثر قابلیت در جازموریان سه بار در سال می توان برداشت نمود4- شدت مهاجرت جمعیت: که با افزایش مهاجرتها مشکلات بوجود می آید.5- غیر قابل کنترل شدن شهرها: که در نتیجه عوامل بیرونی بوجود می آید مثل مهاجرت نشینی و زاغه نشینی.6-به هم خوردن تعادل اقتصادی در زمینه تولیدات: مثلا در شمال درختان را از بین می برند و بجای آن کیوی می کارند کسی که بر مبنای نیاز نباشد و محاسبه نشده باشد طبیعی است که تولیدات هم محاسبه نشده است.7-جابه جایی نیروهای فعال و انتقال از بخش تولید به مصرف: مثلا کشاورز که تولید کننده بوده و الان در بخش خدمات مشغول به کار شده که در نتیجه این تبدیل تعادل مناطق را بهم می زند .بطور کلی می توان گفت که دلایل برنامه ریزی منطقه عبارت است از:1- عدم تعادل ما بین زندگی شهر و روستا2- عدم تعادل ما بین زندگی شهری3- عدم تعادل ما بین شهرهای بزرگ و بقیه جامعه4- عدم تعادل در درامد خدمات، بهداشت، استفاده از فضاهای سبز، امکانات رفاهی، مذهبی و..... در برنامه ریزی منطقه ای لازم است تا الف) تفاوت های را شناخت ب) پتانسیل های نتطقه را شناخت ج) کمبودها را در منطقه شناخت و سپس راه حل ارائه نمود با هدف استفاده بهینه از پتانسیل و رفع کمبودها و کم کردن و یا به حداقل رساندن تفاوت ها.راه حل هایی که برای برنامه ریزی منطقه ای پیشنهاد شده چیست؟اول- تربیت نیروی انسانی ارآمد در هر منطقه چنانچه منطقه ای فاقد نیروی کارآمد و فنی باشد نمی توان آن منطقه را توسعه داد .دوم- تهیه اطلاعات دقیق از منطقه.اگر منطقه فاقد اطلاعات صحیح از وضعیت سیاسی اقتصادی و اجتماعی باشد (بانک اطلاعات) نمی توان برای آن برنامه ریزی کرد .سوم: شناسایی امکانات بالقوه منطقه که مثلا چه پتانسیلها قابلیتهایی در آن وجود دارد .چهارم: توجه به تعادل منطقه از جهت برنامه برنامه ملی یعنی جایگاه و منطقه در بعد ملی مشخص شود .پنجم: بازسازی ضربتی شهر و روستا و تجهیز شهرهای عقب مانده چرا که ممکن است اینگونه شهر ها هم تخلیه جمعیتی شوند .ششم: اتخاذ سیاستها به جهت جلوگیری از مهاجرت روستائیان.هفتم: عدم تمرکز سرمایه ها و نیروی انسانی در شهر های بزرگ و انتقال آنها به شهر ها و مناطق فقیر.هر چه منابع در سطح ملی محدود تر شود هر چه عدم تعادل های منطقه ای شدت یابد و هر چه دامنه مهاجرت و وسیع تر شده و محرومیت های منطقه ای افزایش یابد ضرورت برنامه ریزی منطقه ای بیشتر احساس می شود در مواقع برنامه ریزی منطقه ای یعنی تمرکز زدایی.قلمرو برنامه ریزی منطقه ای:برنامه ریزی در سطح منطقه محدود به فعالیت هایی می شود که دارای اهمیت منطقه ای است.. به عبارت دیگر وظایف و اختیارات و مسئولیت های دستگاه های مرکزی و منطقه ای دامنه و قلمرو و برنامه ریزی منطقه ای را تعیین می کنند. این قلمرو شامل امور زیر می باشد :آموزش عمومی، آموزش ابتدایی و متوسطه بهداشت، تغذیه ارتباطات اساسی آبیاری و کشاورزی( در مقیاس واحد های کوچک) برنامه های اجرا اقتصادی شامل صنایع کوچک و روستایی توزیع نیرو، طرح های عمرانی ویژه برای گروه های محروم جمعیت و غیره که البته مشارکت مهم منطقه که از عوامل تعیین کننده در ساختار و گسترده و برنامه ریزی و منطقه ای است.در عوض داده های بزرگی که میان دو یا چند منطقه در کشور اجرامی گردد مانند طرح های مربوطه به کارخانه های کلیدی(فولاد سازی و پتروشیمی و...) تاسیسات هیدرولیک، نیروگاههای اتمی، صنایع نظامی ونفت (صنایع سنگین) خارج ازقلمرو وحیطه برنامه ریزی منطقه ای می باشند .الگوهای برنامه ریزی منطقه ای:1- برنامه ریزی منطقه ای مثابه فرایندی تهیه طرح های عمران منطقه ای:هدف از این نوع برنامه ریزی منطقه ای تمرکز سرمایه گذاری در مناطق مستعد و قابل توسعه و یا عقب افتاده می باشد که از طریق ایجاد قطب ها ی رشد و مراکز توسعه و موجبات حرکت عمومی را در منطقه مورد نظر در جهت پیشرفت میسر خواهد نمود .2- منطقه ای برنامه توسعه ملی:در این الگو برنامه ریزی منطقه ای در درون یک نظام جامع و متمرکز برنامه ریزی جای دارد و دو حرکت کلی در سیستم برنامه ریزی مشاهده می شود :الف) حرکت از پایین به بالا بمنظور تعیین امکانات و نیازهای منطقه.ب) حرکت بالا به پایین بمنظور تعیین هدف ها و استراتژی های ملی در مرحله نهایی برنامه ریزی طرحها و توزیع آنها.3- روش برنامه ریزی بخشی منطقه ای:این برنامه یزی غیر متمرکز است اما نظام کلی دارد برنامه ریزی یکپارچه و جامع است این نوع برنامه ریزی هماهنگی بین برنامه کلان بخشها و مناطق برقرار می سازد تا علاوه بر تهیه برنامه های بخشی و کلان برنامه های جامع منازق نیز تهیه می شود هندوستان، فرانسه و کشورهای اروپای شرقی در حال تجربه کردن این الگوی برنامه ریزی می باشند.استراتژی های برنامه ریزی منطقه ای:استراتژی های منطقه ای بر خلاف هدف های منطقه ای که از درون منطقه گرفته می شود از سوی برنامه ملی تعیین می گردد دلیل آن این است که تعادل برنامه ریزی و روابط بین مناطق مختلف در مقیاس برنامه ملی در نظر گرفته می شود مهم ترین این استراتژی های عبارتند از :استراتژی قطبهای رشداستراتژی شهر سازی جدیداستراتژی طبقه بندی مراکز توسعهاستراتژی توسعه مناطق عقب افتادهاستراتژی مطلوب واختصاص منابعاستراتژی برتریهای نسبیبه هر حال برنامه ریزی منطقه ای باید منطبق با هدف های و خط مشی های توسعه یافته در زمینه اقتصادی و اجتماعی باشد هماهنگ با امکانات مالی کشور و امکانات توسعه و برنامه های پیش بینی شده سایر مناطق بودهخ از نظر اجرا و روش هماهنگ با برنامه ریزی ملی باشد. انواع مناطق برنامه ریزی:1- منطقه جغرافیایی: فضایی است جغرافیایی که درجه اول از لحاظ ویژگی های اقلیمی و اکولوژیک و زیست محیطی همگن و یا دارای مشخصات و شرایط یکسان باشد.2- منطقه توسعه: عبارت است از فضا و محیطی از لحاظ امکانات و منابع توسعه یکسان و همگن و برای برنامه ریزی و توسعه مکان همسانی از جهت ویژگی های اقتصادی و اجتماعی می باشد.3- منطقه اداری: فضای جغرافیایی است که بر اساس ضوابط و معیارهای سیاسی و اداری بصورت مصنوعی تقسیم بندی شده است مانند مرز بندی های استان های کشور .4- کلان منطقهMecro Reyion: عبارت است از مجموع فضاهای جغرافیایی که دارای وجه تشابه زیاد می باشد و بخشی از فضای ملی که را تشکیل می دهند .5- منطقه میانه: از لحاظ مقیاس کوچکتر از منطقه کلان و بزرگتر از منطقه خرد است مثل منطقه شهری.6- خرد منطقهMicro Redion :عبارت است از مکان همگن و با عملکرد مشخص از قالب یک منطقه (مثل یک شهرستان)7- منطقه محلی: که سطح آن از منطقه خرد کوچکی است و در آن برنامه ریزی محلی انجام می شود مثل شهرک یا گروهی از روستائیان.8- منطقه عملکردی: منطقه ای است که نواحی مخحتلف تشکیل دهنده آن با یکدیگر ارتباط و کنش و واکنش فراوان ولی با نواحی هایی از منطقه ارتباط کمتری دارند.9-منطقه کانونی: Nodod Reyion شکل خاصی از منطقه عملکردی است که دارای یک نقطه کانونی می باشد که در آن نقطه بدلیل وجود برتری منطقه ای نوعی رهبری منطقه ای وجود دارد .10- منطقه سازمانی یا ارگانیک: منطقه ای است که مردم آنرا با وابستگی متقابل که از منافع مشترک بر می خیزد به یکدیگر پیوند می دهند.11-منطقه ژئوفیزیک: منطقه ای است که خصوصیات فیزیکی و فیزیولوژیک نواحی متشکله آن مشابه باشند.12-مناطق قطبی:Polarised Reyions مناطقی هستند که آنها یک شهر بعنوان قطب ایجاد میدان مغناطیسی و حبطه نفوذ نموده و تمام فعالیت های منطقه را به خود جذب و قطبی می کند.سابقه و ضرورت برنامه ریزی منطقه ای در جهان :اندیشه و طرح ذخیره کردن آب با احداث بند های کوچک و سدهای بزرگ در نقاط مناسب توام با برنامه ریزی نحوه استفاده از اراضی و استفاده از آب بطور عادلانه در حدود 2900 سال قبل از میلاد و ینز نظام آبرسانی بهصورت قنات که از دیر باز در ایران و جهان وجود داشته است نمونه هایی از ناحیه ای و منطقه ای بشمار رفته است.افزایش جمعیت و نیاز بیشتر به منابع طبیعی از یک طرف و محدودیتهای حاصل از روابط اقتصادی و اجتماعی محیط از سوی دیگر لزوم تدوین برنامه ها و تفکر روی محدودیتها را مطرح نمود با وارد شدن صنعت و کاربرد آن در زندگی روزمره فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی ابعادتازه ای به خود گرفت در نتیجه برنامه ریزی بعنوان یک ضرورت در جوامعی که رشد اقتصادی سریع داشتند در آمد.شکل گیری برنامه ریزی منطقه ای در دهه های اخیر: برنامه ریزی توسعه منطقه ای به صورت روشن که دارای مبنای نظری و عملی باشد موضوعی نسبتا جدید است سابقه آن به میانه قرن نوزدهم به کارهای فون تانن و آلفرد وبرباز می گردد .سپس در اوایل قرن بیستم به کارهای پایه ای والرکرستالر- کاپلین-سوکرجی- لابلاش-هوارد- ماکان-مامفورد ولوش می رسد .دردوره پس از جنگ جهانی دوم افرادی همچون والتر ایزارد – بریان بری- جان فریدمن-ادگاهور (از ایالات متحده آمریکا ) هاگرشتراند(سوئد) لوکلاشکی(لهستان) مایوگیج(نیجریه) پراکاسارو(هند) و چند نفر دیگر کارهای مهمی در برنامه ریزی منطقه ای انجام داده اند.فون تانن و آلفردوبرنظریه هایی در زمینه مکان مرکزی یا مکان دادن به تولیدات کشاورزی و صنعتی ارائه داده اند که بعد ها جغرافیدانان مشهور «والتر کریستالرو لوش» با تکیه و تاکید به سرویس های خدماتی کمک های قابل توجهی به برنامه ریزی منطقه ای و یا منطقه ای کردن برنامه ها کردند.بری و مرسین نز این نظریه گسترش بیشتر دادند همزمان در فرانسه (پرو) نظریه تمرکز رشد و بوجود آوردن قطب های شد صنعتی و کشاورزی را ارائه داد که دانشمند دیگری بنام داوین آنرا تکمیل نمود .والتر آیزارد خود بنام روش های تحلیل منطقه ای و پیتر هاگت در کتاب معروف خود بنامLocalion Analy کوشش های فراوانی درراه شکل دادن به برنامه ریزی منطقه ای انجام داده اند و بدین ترتیب قدمهای موثری در برنامه ریزی منطقه ای بر داشته شده است.می توان نخستین کوشش امروزی برای برنامه ریزی منطقه ای را تشکیل سازمان عمران دره تنسی پس از بحران اقتصادی 1929 برای رونق مجوز اقتصادشرقی ایلات متحده دانست در دهه 1930 انگلستان و ایتالیا نیز برای بهبود برخی از مناطقشان و دست به اقدامات ویژه ای زدند .سابقه و تجارب سایر کشورها در برنامه ریزی منطقه ای:در کشورهای اروپای غربی و امریکای شمالی برنامه ریزی های جامع توسعه اقتصادی – اجتماعی وجود ندارد و با توجه به ویژگی های اقتاصدی و نظام تصمیم گیری آنها بیشتر تصمیم گیریهای آنها میان مدت و زمان کوتاه می باشد .الف) برنامه ریزی منطقه ای در کشورهای توسعه یافته:1- برنامه ریزی منطقه ای در انگلستان:اولین دستورالعمل مدرن برنامه ریزی منطقه ای در انگلستان توسط کمیته برنامه ریزی شهری برای منطقه دنکاستر در سال 1920 تهیه شد و در همان نیز مطالعات منطقه ای در ولزانجام گرفته بود .......و به تدریج نقش منطقه و برنامه ریزی منطقه ای تا آنجا پیشرفت که سیاستهای رشد منطقه ای زمینه ای جهت هماهنگی رشد و توسعه در سطح ملی شد دهه 1930 بهترین دهه برای منطقه گرایی در انگلستان بود که طی آن بیکاری ومهاجرت به خارج از مناطق توسعه یافته کنترل می شد تا نرخ آن کاهش یابد.2-برنامه ریزی منطقه ای در فرانسه :از اواسط دهه 1950 برنامه ریزی ومنطقه ای در کشور فرانسه بتدریج شروع شد برای این منظور کشور فرانسه به 21 منطقه جهت برنامه ریزی اقتصادی تقسیم گردید و در هر منطقه یک سازمان برنامه ریزی در ارتباط با مرکز ایجاد شد با توجه به تمرکز صنایع و کارخانه در شهر پاریس و با توجه به رشد سریع اقتصادی واجتماعی در پاریس برنامه ریزی منطقه ای در این کشور تاکید بر عدم زندگی اقتصادی در مرکز و پخش در مناطق مختلف کشور از طریق توسعه سایر مناطق کشور دارد.3- برنامه ریزی منطقه ای در ایتالیا: در ایتالیا در شمال کشور فعالیت های گسترده و فراوان صنعتی در جنوب آن کشاورزی فعالیت گسترده ای دارد همچنین برخی از شهرهای بزرگ و معروف آن نسبت به سایر شهرها رشد و توسعه بیشتری یافته اند بنابراین برنامه ریزی منطقه ای در ایتالیا سعی می کند در رابطه با ویژگی های منطقه ای و ساختی طرحها و برنامه های توسعه را اجرا کند.ب) برنامه منطقه ای در کشورهای در حال توسعه: نمونه ای از کشورهای در حال توسعه تایلند می باشد در سال 1964 با تصمیم دولت تایلند منطقه شمال شرق که معرف ترین منطقه این کشور بود مورد توجه قرار گرفت وبرای توسعه آن تشکیلاتی تحت عنوان « توسعه شتابان مناطق روستایی» سایر تصمیم گرفته شد که پروژه های توسعه اقتصادی و اجتماعی (با مشارکت مردم) بوسیله مناطق (استان ها) صورت گیرد.سابقه برنامه ریزی منطقه ای در ایران: سابقه این نوع برنامه ریزی به اجرای برنامه های عمرانی در کشور باز می گردد نخستین بار در برنامه هفت ساله عمرانی کشور] 34-1327[ موضوع عمران ناحیه ای و منطقه ای مورد توجه برنامه ریزیان قرار گرفت. سازمان برنامه(مدیریت و برنامه ریزی) در سال 1322 سازمان عمران منطقه ای عنوان «بنگاه عمران دشت مغان» اولین گام را در راه توسعه ناحیه مغان برداشت. هدف از اجرای برنامه «مذکور» این بود که با استفاده از آب رودخانه «رس» عشایر ایلسون(شاهسون) را اسکان داده و بدین ترتیب اقتصاد دامداری متحرک (عشایری) یک اقتصاد دامی و کشاورزی روستایی (یکجانشینی) تبدیل شود بدین ترتیب سازمان برنامه (و بودجه ) در سال مذکور با ایجاد عمران و توسعه دشت مغان چارچوب اجرایی تفکر عمران ناحیه ای را ایجاد و بدین منظور قراردادی با مشاوران «هاوئیان اگر نومیکس» جهت انجام مطالعات شناسایی منطقه مغان استفاده از آب رودخانه ارس بمنظور فعالیت های کشاورزی اسکان عشایر ایلسون (شاهسون) و تبدیل اقتصاد دامداری عشایری منطقه به اقتصاد مختلط کشاورزی و دامداری روستایی بوده است.برنامه اول توسط هئیت های برنامه (با 5 کمیسیون) و مشارکت بانک بین المللی ترمیم و توسعه شرکت موریس نودسن (Morrisson Knudson) و مشاورین مارابحار( Overreseas consultants Incorporated) صورت گرفت در واقعبرنامه اول مجموعه ای از طرحهاست که با اعتبارات دولتی اجرا می شود برنامه اول آغازی برای اجرای طرح های ناحیه ای پراکنده در برخی از نواحی بدون استراتژی مشخص و هماهنگ با هدف های سیاسی و اقتصادی بود از جمله اجرای چندی طرح ناحیه ای در خوزستان(سد دز و........) فارس(طرح شبانکار) و کرماشاهان اقداماتی است که در برنامه ریزی عمرانی منطقه ای در ایران انجام گردیده است.  در منطقه بندی سرزمین با استفاده از شاخص های جغرافیایی، سیاسی، مذهبی، نژادی، زبانی، اقتصادی، اداری و می توان هر سزمین را به مناطق گوناگونی تقسیم نمود.روش های تعیین منطقه: منطقه با بهره گیری از روش های متعددی تعیین و مرز های آن مشخص می شود که از جمله روش عددی وزن بندی، روش تحلیل جریانها روش تحلیل جاذبه ای را می توان نام برد.الف) روش عددی وزن بندی: در این روش محدوده مورد مطالعه به بخشهای مشابهی از نظر مساحت تقسیم شده و در هر بخش شاص های اقتصادی مانند بیکاری و متوسط در آمد سرانه مشخص می گردد با دادن وزن به هر یک از عوامل فوق جایگاه نسبی هر بخش روشن می گردد.در منطقه ای مطابق شکل زیر 9 ناحیه محلی است و بر حسب سطوح نرخ بیکاری و درآمد دارای ضرایب متفاوتی هستند به شرح زیر مبادرت به ناحیه بندی اقتصادی می گردد .ابتدا اطلاعات و لازم در مورد معیارها مشخص می شود آنگاه چگونگی وزن بندی شاخص های در مورد بخشش های منطقه ای ( واحدهای محلی) جمع آوری می شود و سپس از طریق محاسبه وزن هایی که به معیارهاداده می شود شاخص های مربوط به هر معیار برای بخش منطقه ای محاسبه می رگدد که مجموع این شاخص ها برای هر بخش شاخص کلی آن بخش را نشان می دهد.به این ترتیب اگر منطقه که دارای شاخص های نزدیک به هم هستند در کنار هم قرار داده شوند واحدهای تشکیل می شود که بخش های آن دارای مشخصات همگن هستند و می تواند به عنوان یک ناحیه واحد تلقی می شوند و مرز آنها نیز با سایر نواحی تعیین می گردد.چنانچه در هر کدام از بخش های مورد نظر مطابق شکل زیر در ازای هر یک درصد این بیکاری وزن دو به ازای هر 500 پوند کمتر از 1000 پوند درآمد وزن یک داده شود و بعد اگر شاخص ها را برای هر معیار بخش های کوچک پیدا و با هم جمع گردد و طبق شکل شاخص های برای هر بخش بدست می آید در این مثال شاخص های 4و5و9و8 را در سوی دیگر بعنوان ناحیه دیگر را در نظر گرفته شود مطابق شکل دو نوع ناحیه بدست می آید ناحیه ای که در شکل هاشور زده شده است و بر اساس شاخص های 8و9 بدست می آید از جهت معیارهای توسعه عقب مانده تر است و با توجه به دو معیار انتخاب شده رفع نیازمندیهای مربوط به آن باید مورد توجه قرار گیرد نکته قابل توجه اینکه این نوع منطقه بندی بر اساس شاخص های نزدیک بهم همگن خواهند بود. منطقه در روش وزن بندی با استفاده از شاخص های و اقتصادی وزن مشخص می شود. ب) روش تحلیل جریانها: در روش تحلیل جریانها جهت و شدت جریانهای موجود بین یک مرکز جمعیتی و نقاط جمعیتی پیرامون آن تعیین کننده حدود و شعور منطقه کاربردی با حوزه نفوذ است هر جریان با دور شدن از مرکزاز شدتش کاسته و با نزدیک شدن به مرکز دیگر بر شدتش افزوده می شود با در نظر گرفتن این ویژگی محدود یا مرز حوزه نفوذ یک مرکز جمعیتی جایی است که شدت جریان به حداقل خود می رسد .جریانها از انواع مختلف اند ولی اغلب در برگیرنده فعالیت های اقتصادی متنوعی می باشند که بر حسب گونه (مانند ترافیک، مسافر، کالا یا راه یار راه آهن) و یا بر حسب هدف (مانند خرید روزانه یا رفت و آمد روزانه به محل کار)طبقه بندی می شود جریانها ممکن است ماهیتی اجتماعی و خدماتی (مانند جریان روزانه محصلین، ) یا سیاسی( مانند هزینه های دولت) یا ارتباطی(مانند تلگراف، تلفن، روزنامه) داشته باشد بدین ترتیب جریان های اطلاعاتی و ارتباطی شاخص های مناسبی برای نشان دادن فعالیت ها و تاثیرات متقابل واحد های جمعیتی به شمار می آیند. فرضا بر اساس برنامه و فراوانی رفت و آمد اتوبوس از یک مرکز به نقاط اطراف می توان نمودار جریان های رفت و آمد منطقه را ترسیم کرد و بر اساس آن حوزه نفوذ کاربری مرکز شهری یا منطقه کاربردی را مشخص نمود. در روش تحلیل جریانها موانع طبیعی مانند طبیعی مانند ارتفاعات آب و هوای سطحی محدود حوزه نفوذ را می تواند کوچکتر نماید فرضا برای تعیین حوزه نفوذ شهر کازرون بر اساس این روش می توان متغیرهایی همانند شغل مراجعه به بینارستان آموزش مراجعه برای خرید عمده (روزانه، هفتگی، سوخت و نفت) و غیره با آمارگیری میزان مراجعات و به کمک اطلاعات حجم و جریانات به شهر را مشخص نمود و آبادیهای مراجعه کننده را بهم وصل کرد و بدین طریق محدوده حوزه نفوذ این شهر را بدست آورد. بعنوان مثال مهندسین مشاور نقش جهان پارس با استفاده پارس با استفاده از آنالیز جریانها منطقه اصفهان را به مرکز اصفهان و به شعاع 60 کیلومتری و 5580 کیلومتر مربع وسعت مشخص نموده است.روش نحلیل حادثه ای: روش آنالیز جاذبه ای بر پایه نظریه جاذبه ای نیوتن استوار است در این روش تاکید بر جریانهای باقوه بین مراکز است تاثیرات متقابل دو مرکز جمعیتی دارای نسبتی مستقیم با توده این مراکز و نسبتی معکوس به فاصله بین آنها ست متغیرهایی که به عنوان شاخص توده و فاصله به کار می روند بستگی به ماهیت مساله مورد نظر مورد مطالعه و آمار و ارقام در دسترس دارد برای نشان دادن مقدار توده هر مرکز می توان از ارقام مربوط به حجم جمعیت اشتغال درآمد و مصرف یاری جهت برای نشان دادن فاصله بین مراکزمی توان از فاصله به کیلومتر زمان سفر یا هزینه استفاده کرد مدل ریاضی این نظریه به شرج زیر است.در این فرمول: Tij قدرت جاذبه بین دو شهر یا دو مرکز جمعیتی T_ij=K⟦(p_i p_j)/(d^2 ij)⟧Dij= فاصله بین j,i ،p_i p_jتوده د2 مرکز jوi(معیت دو مرکز)،K:عدد ثابتمفهوم توان های جمعیتی یا جاذبه ای مفهومی است که در اثر کاربرد مدلهای گرانشی در تعیین محدوده مناطق بدست آمده است توان جمعیتی مرکزi که در اثر توده مرکزj ایجاد می شود به شرح زیر است:V_ij=K⟦p_j/dij⟧V_ij توان جاذبه مرکزi از مرکز jحال اگر مرکزi توسط تعدادی واحد های جمعیتی پیرامون(n) احاطه شده باشد در اینصورت کل توان جذب مرکزi عبارت است از:V_i=K∑_(j=1)^n▒⟦p_j/dij⟧ بدین ترتیب با محاسبه جذب توان مرکز جمعیتی در منطقه مورد بررسی می توان محدوده جغرافیایی حوزه نفوذ و توان نسبی جذب مراکز مختلف را بروی نقشه و به صورت خطوط نیز آن را ترسیم و حوزه نفوذ هر مرکز را معین کرد.روش های تعیین مکان بهینه در برنامه ریزی منطقه ای:از قرن نوزدهم میلادی نظریه پردازان مختلفی سعی نمودند چگونگی شهر ها و روستاها را در مکانهایی که استقرار یافته اند مشخص و رابطه آنها را با یکدیگر روشن سازند در این ارتباط «فون تانن»و« والز کرسیتالر» ،«اگوست لوش» و....... نظریاتی را در ارتباط با مکان مرکزی ابراز داشتند این نظریات (مکان مرکزی) بر اساس سنجش کارکردی و موقع نسبی مکان های مرکزی (َهر و روستا) نسبت به یکدیگر و تشخیص مرحله رتبه و میان نسبی آنها بیان شده است بنابراین موقع نسبی هر مکان مرکزی تحت تاثیر یک فضای رقابتی اقتصادی و اجتماعی میان مکان های مرکزی یک ناحیه یا منطقه جغرافیایی قرار دارددسته بندی مکانها عمدتا بر اساس اندازه جمعیت در حد مرکزیت اقتصادی و اجتماعی و کارکردهای موجود آنها صورت می گیرد1 یکی از روشها و مدلها مکان مرکزی روش جمعیت بعنوان شاخص مرکزیت می باشد که ذیل توضیح داده می شود .1- روش جمعیت بعنوان شاخص مرکزیت: نقشی که یک نقطه بخصوص در رابطه با دیگر نقاط بعنوان مراکز خدمات تسهیلات ، کالاها و رابطه ها متقابل اجتماعی اجراء می کنند در اصطلاح مرکزیت(گفته می شود) و آنچه این مرکزیت را مشخص می کند شاخص مرکزیت خوانده می شود .برای تعیین مرکزیت و در پی رتبه سلسله مراتبی یک سکونتگاه مشخص در یک منطقه و ساده ترین روش این است که جمعیت به عنوان شاخص در نظرذ گرفته شود با فرض اینکه حجم آن با توسعه نهادی همبستگی نزدیک داشته باشد در این روش پس از تعیین جمعیت هر سکونتگاه در ناحیه مورد مطالعه این سکونتگاه را می توان طبقه بندی کرد.بنابراین بر طبق روش جمعیت سکونتگاه تعیین کننده اهمیت نسبی آن سکونتگاه به حساب می آید .یعنی یک روستا با جمعیت 50 نفر دارای شانس بیشتری به عنوان محل اجداث یک موسسه خدماتی است در این روش مقدار یا اندازه منعکس کننده میزان نقش و کارکرد روستا «جوابگوی» به سطح ارتباطهای خدماتی رفاهی است .اولین و مهم ترین حسن این روش سهولت کاربرد آن است چون با داشتن اندازه جمعتی روستا ها می توان آنها را به ترتیب تقدم مشخص و محل احداث تاسیسات و اولویت اجرایی آنها را معین نمود گر چه این روش محاسنی دارد اما معایب آن بیشتر است زیرا استفاده زا شاخص نمی تواند عادلانه باشد چون دو منطقه با جمعیتی مشابه ممکن است. اهمیت کارکردی برابر نداشته باشند و یا با افزایش و یا کاهش تنها چند نفر رتبه سکونتگاه تغییر می یابد.2- روش میزان سنج نهادی(گاتمن):یکی از روش های که برای محاسبه میزان مرکزیت بکار می رود تکنیک میزان سنج گاتمن است این روش از حضور عدم حضور موسساتی که خدمات فعالیت های اقتصادی و غیره را تامین می کنند بعنوان ضابطه ای جهت تشکیل سلسله مراتب استفاده می کند.روش بنا کردن این میزان سنج به ترتیب زیر است:1- با استفاده از یک کاغذ بزرگ تمام سکونتگاه را با ترتیب جمعیتشان در سمت راست و کاغذ ذکر کرده و سپس کلیه تسهیلات نهادی با ارزش را در ردیف بالای صفحه قید کنید موسسات با ارزش آنهایی هستند که در سکونتگاه های مختلف مشاهده می شود و به صورت دائمی بنا می گردند .2- برای هر سکونتگاه تعداد موسسات موجود را در ستون مناسب درج کنید.3- پس از تکمیل قدم دو انواع موسسات و تعداد موسسات مختلف را بدون در نظر گرفتن نوع هر سکونتگاه جمع کنید در مثالها جمع تعداد انواع موسساتی که در خشت وجود دارند 20 و جمع تعداد واحدهای هر یک از موسسات 78 است.4- در پایین جدول تعداد مکانهایی که هر نوع از موسسات را دارند در ستون مناسب جای دهید و زیر این ردیف جمع تعداد واحد های هر موسسه را درج قید کنید.5- در منتهی الیه دست چپ این جدول تمام سکونتگاه را به ترتیب با در نظر گرفتن جمع تعداد واحد موسسات گوناگونی که در ستون های قبلی آمده اند رتبه بندی کنید مکانی که بیشترین تعداد واحد ها را داشته باشد دارای رتبه اول خواهد بود حال در پایین جدول تمام موسسات را از پایین به بالا رتبه بندی کنید موسسه ای که تعداد واحد های آن در کلیه سکونتگاه ها بیشتر است اولین رتبه ها را می گیرد با تمکیل این قدم اولین مرحله در تشکیل میزان سنج را طی کرده ایم می توان این مرحله را مرحله نهایی در نظر گرفت و یا ادامه داد که بستگی به نظر شخص دارد قبل از رلفتن به مرحله بعد بیایید به قدم پنجم بر گردیم اگر دو محل به واسطه تعداد واحد های موجود از هر موسسه با هم همرتبه شوند چه خواهیم کرد؟ در چنین موردی باید به ستون جمعیت مراجعه کرد و سکونتگاهی را که جمعیت بیشتری دارد در رتبه بالاتر قرار داد (البته این یکی از راههای حل این مشکل است)6- پس از تکمیل رتبه بندی سکونتگاها به ترتیبی که در بالا ذکر شد میزان سنج نهادی برای ناحیه دوایر دورتعداد و انواع موسسات رخ می دهد که الگوی سلسله مراتبی را نمی توان به طور وضوح از آن دریافت حال سکونتگاهها را به ترتیبی در ستون یک جدول جای دهید که کمترین تعداد صفرها در اولین رج سکونتها قرار گیرند تعداد صفرها به همان ترتیب که به طرف سکونتگاهای درجه دوم و سوم والی آخر پیش رویم زیادتر می شوند به این ترتیب سلسله مراتب اسکانی را به وجه بهتری نشان می دهد.7- قدم شش رابرای موسسات هم تکرار کنید تعداد سکونتگاههای که هر نوع موسسه ای را دارند جمع کنید جمع آنها را در پایین ستون درج کنید سپس تعداد واحد های موجود از هر موسسه ای را در سکونتگاهادر زیرآن دیگری قید کنید اولین رتبه از آن موسساتی است که بیشترین تعداد وجه ها را در تمام سکونتگاها دارا می باشد سپس این موسسه از همه بیشتر مورد نیاز است با تکمیل تمامی این مراحل میزان سنج نهادی ها که در آن سلسله مراتب اسکالی به اضافه سلسله مراتب موسساتی قید شده است آماده می شود حال به تفسیر این میزان سنج به ترتیب زیر می پردازیم.الف)سکونتگاهای سطوح بالاتر تقاضای کمتری جهت موسساتی دارند که در رده بندی نموبالاتری می گیرند.ب) سکونتگاهای سطوح پایین مانند» دهکده ها تقاضای بیشتری برای موسساتی دانرد که در رتبه بندی درجه بالاتر دارند.ج) مردم به موسساتی که رتبه بالاتری دارند فاصله کمتری نیاز دارند.د) موسساتی که رتبه پایینتری می گیرند آنهایی هستند که بندرت مورد نیازند بنابراین در فواصل دورتر قرارمی گیرند.نظریه قطب رشد( Growth Polethore) نظر به راهبرد قطب رشد را فرانسواپرو(Perroux) برای رشد و توسعه نواحی کمتر توسعه یافته ارائه کرده است علاوه بر پروکسانی چون میردال و هیرشمن نیز بر سیاست قطب رشد تاکید فراوانی داشته اند « نظر یه قطب رشد» بر سرمایه گذاری کردن در صنایع در بزرگترین شهر ها تاکید دارد در این نظریه دولتها می توانند انگیزه های رشد اقتصادی را فراهم آورند این رشداقتصادی در خارج از مراکز شهری انتشار می یابد و باعث توسعه اجتماعی- اقتصادی ناحیه ای می شود. بدین سان در نظر به قطب رشد به شهرها اولویت داده می شود تا توسعه اجتماعی – اقتصادی شهرها باعث توسعه اجتماعی- اقتصادی روستا ها گردد پرو شهر مرکز را که از طریق بازدهی در درون مرکز و نیز از طریق فعالیت های ثانوی مرکز توسعه می یابد «قطب رشد می نامد».پرو معتقد است که اساس و پایه های قطب رشد صنایع یا کارخانجاتی است که عملکردی بسیار قوی و برای رشد استعداد زیادی دارد بیشترین پیچیدگی این نطریه از این واقعیت ناشی می شود که پرو قطب رشد را به جای یک مکان جغرافیایی خاص در یک فضای اقتصادی مطلق می نگرد وی در حقیقت رشد صنایع اساسی پیشرفته را محرک رشد اقتصادی ملی می داند .بکارگیری سیاست قطب رشد در کشورهای مختلف نتایج گوناگون را در پی داشته است. مثلا ناک سونگ(Byuny-Naksong) در مطالعه ای که سرانجام داده است به این نتیجه می رسد که بکارگیری سیاست قطب رشد در جهت توسعه ناحیه شمال غربی کره جنوبی(ناحیه شهری سئول) بسیار موفقیت آمیز بوده است وعلت آن را ناشی از شرایط خاص این کشور می داند چون چو(Sany chuel choe) نیز سیاست ایجاد بین قطبرشد جدید در این ناحیه را دز بازپراکنش جمعیت کره جنوبی و هدایت جمعیت به سوی قطبها رشد جدید موفق توصیف می کند. سیاست رشد که در برنامه سوم عمرانی ایران مطرح و پی ریزی شد نتوانست موفقیت چندانی بدست آورد چرا که هیچیک از این قطبها در نواحی کمتر توسعه یافته مکان یابی نشده بودند بلکه در مراکز بزرگ استانی یاد شهر ها و نواحی با رشد سریع قرار گرفته بودند دیدگاههای هیرشمن و میردال درباره قطب رشد با نظریات پروبسیار مطابقت دارد و حتی هنس (Hanssen) که گوید که هیرشمن و پروپی برده بودند که هر اقتصادی که خواهان درآمدی بالایی است. ابتدا باید درون خود یک یا چند مرکز ناحیه ای را که اقتصاد محکمی دارد توسعه دهد . میردال تئوری خود را بر پایه نابرابری های منطقه و تاثیر عوامل خارجی آن بنا می نهد . قطبهای رشد و توسعه اغلب با قطب های کشاورزی هستند یا صنعتی و یا خدماتی .تئوری مکان مرکزی:(Central Places Theory) نظریه مکان مرکزی توسط والتر کرسیتالر مطرح می گردد و بوسیله لوشو گالین چارچوب فراتر می گیرد اما به لحاظ قدمت تاریخی فون تانن (vontunen) نخستین تلاش را برای شرح الگوهای مکانی انجام داده است وی در سال 1865م این فرض را مطرح کرد که:در سرزمینی که خصوصیات آن یکنواخت باشد بخت شرایط ایده آل شهر اصلی در مرکز قرار خواهد گرفت و گسترش شهر به صورت دوایر متحدالمرکز بر گرد آن صورت خواهد پذیرفت.وی شهر بزرگی را تصویر می کند که با دشتی (بزرگ که حاصلخیز یکنواخت دارد) احاطه شده است این شهر محدوده روستایی خود را از نظر کالا و خدمات تامین می کند و برای عرضه مازاد تولیدات کشاورزی نواحی بازار فراهم می سازد .با توجه به اهمیت هزینه های حمل و نقل کالاهای حجیم و سنگین در محاورت شهر تولید و کالاهای سبک و کم حجم در مکانهای دورتر ساخته می شوند که در نتیجه نظامی از دایر های مرکز پدیدار می شوند .در ایالت فرضی فون تانن فقط یک نوع شهر بزرگ با یک نوع حمل و نقل وجود دارد وی به سلسله مراتب مرکز ابتدائا اعتقادی نداشت ولی بعد به جهت فرایای تججمع و معایب هزینه های هنگفت حمل و نقل به صرفه جویی مقیاس و نیز سلسله مراتب مرکز معتقد می گردد هدف اصلی تانن در این نظریه خود شهر نیست بلکه سازمان فضایی پیرامون آن است.نظریه فون تانن بعنوان مدلی برای تعیین مکان کشاورزی بکار می رود.از میان نظریات مطروحه در تئوریهای مرکزیت مکانی هنوز نظریه والتر کریستالر بعنوان یک مدل معتبر و کارآمد در برنامه ریزی های منطقه ای محسوب می گردد بر اساس این نظریه مراکزی جمعیتی واقع در حوزه یک منطقه دارای مکانیسم یک سیستم ارتباط منظم و متشکل با یکدیگر می باشند و کلیه نیازهای مردم یک منطقه نمی توانند در همه جا پراکنده و یا در یک نقطه متمرکز باشند در واقع برخی از نیازها و برخی در نقاط دیگر با نظم و تسلسل خاصی پراکنده اند به این اساس هر آبادی یک حبطه و محدوده ای را زیر نفوذ خود دارد که باید آنرا سرویس دهی نماید لذا در یک منطقه سیستمی از آبادیها مرکزی از مقیاسها و سطوح مختلف بر اساس بعد و کشش عرصه خدماتی و نوع فعالیت مستقر در آنها وجود دارد خواهند داشت .این آبادیهای مرکزی می تواند دهکده های کوچک که صرفا دارای چند مغازه کوچک هستند و یا آبادیهای دارای بازارهای موقتی و دائمی و یا شرکتها و شهرهای متوسط و بزرگ باشند .در حقیقت والتر کریستالر اساس نظریه خودش را در مورد اهمیت مکان یابی آبادیهای مرکزی نسبت به سایر آبادیها و نقاط اطرافشان قرار داد و معتقد است این مکان مرکزی نسبت به حوزه موقعیت تولیدی توزیعی و یا عرضه خدمات مورد نیاز را دارا می باشد .نواحی که بر اساس این نظریه انتخاب می گردند باید دارای مشخصات زیر باشند1- جمعیت و درآمد مردم در منطقه در تعادل نسبی و توزیع متعادل قرار داشته باشد 2- منابع طبیعی و شرایط جغرافیایی و فیزیکی منطقه یکسان متعادل و همگن باشد.محل آزمایش نظریه کریستالر منطقه جنوب غربی کشور آلمان فدرال بود اما خود معتقد بود این نظریه می تواند برای اکثر نواحی آلمان و اروپای غربی نمونه و قابل تعمیم باشد کرسیتالر پس از تعیین منطقه مورد عمل خود بر اساس مشخصات فوق و بعد از بررسی عوامل جمعیت فاصله و وسعت حوزه های فرعی در داخل منطقه مهمترین شکل حوزه ها را شش ضلعی انتخاب کرد و عنوان نمود که سلسله مراتب نقاط مرکزی در هر منطقه دارای مکانیسم منظم و ویژه ای می باشند که به صورت شش ضلعی های منظم تشکیل یک شبکه بهم مرتبط را خواهند داد علت انتخاب شش ضلعی بجای دایره واین بود که در صورت تماس وو یا تقاطع دو برابر سطوح حوزه های فرعی فضاهائی بوجود آمدند که متعلق به هیچیک از آبادیهایی مرکزی نبودند (دوایر حماس) و یا فضاهائی ایجاد می شدند که در میان دو حووزه بودند(دوایر متقاطع).مدلهای عنوان شده در فوق رادر تصویر زیر نمایش می دهیم.در شکل شماره یک که حوزه ها بصورت دوایر تماس مشخص شده اند قسمتهایی از منطقه که بین دوایر خارج از محیط شان قرار می گیرند تحت تاثیر هیچ مرکزی نمی توانند باشند.در شکل شماره دو قسمتهایی که بین دوایر متقاطع واقع می شوند تحت تاثیر رقابت دو مرکز قرار می گیرند .در شکل شماره سه که حوزه ها بصورت شش ضلعی نشان داده می شوند نواقص فوق برطرف شده شش ضلعی های کوچک مناطق تحت نفوذ مراکز بزرگتر می باشند.فاصله دورترین نقطه واقع در حوزه تا آبادی مرکزی یعنی محیط شش ضلعی تا مرکز آن معادل 5-4 کیلومتر است که شخص می تواند در یک ساعت پیاده آنرا را طی نماید.باید توجه داشت طرح شش ضلعی های کریستالر در حقیقت بیانگر حداکثر استفاده از سرویس ها و بهترین سیستم امکانات تولیدی با کمترین میزان هزینه می باشد بویژه در کی منطقه با اقتصاد کشاورزی همگن خصوصیات فیزیکی مشابه با منطقه برگزیده کریستالر بهترین نحوه استقرار شهرها و روستا (نقاط مرکزی و نقاط اطرافشان) همین الگوی شش ضلعی می باشد. در جدول پیوست فاصله بین نقاط مرکزی جمعیت آن نقاط مساحت حوزه تابع و جمعیت حوزه تابع نقاط مرکزی مختلف می باشد.برنامه ریزی آمایش سرزمین (Spatial Planning):اصطلاح آمایش سرزمین را برابر عبارت Land use آورده اند. کارشناسان سازمان برنامه و بودجه (مدیریت و برنامه ریزی)آمایش را از ریشه آمودن به معنای آباد کردن گرفته اند. در فرهنگ معین کلمه(آمورن) به معنای آراستن مهیا کردن و آماده کردن بکار گرفته شده است. در واقع مطالعه آمایش سرزمین نظم نوینی از سازماندهی منابع طبیعی و فعالیت های انسانی را بر پهنه سرزمین مهیا می سازد و به سازماندهی منطقه و معتدل فضای موجود حیاتی برای هر گونه تجمع انسانی می پردازد.از نظر مهندیسن مشاور ستیران آمایش سرزمین عبارتست از برنامه ریزی و سازمان دادن نحوه اشتغال فضا و تعیین محل سکونت انسان ها و محل فعالیتها و تجهیزات و همچنین کنش های بین عوامل گوناگون نظام اجتماعی اقتصادی است.آقای مجید مخدوم، آمایش سرزمین را: تنظیم رابطه انسان سرزمین و فعالیتهای انسان در سرزمین بمنظور بهره برداری در خور پایدار از جمیع امکانات انسانی و فضایی در جهت بهبود وضعیت مادی و معنوی اجتماع در طول زمان تعریف می نماید.همچنین آمایش سرزمین علم تخصیص منابع در برنامه ریزی اقتصادی و یا سازماندهی مطلوب فضا تعریف شده است .تفکر آمایش سرزمین در فرانسه بعد از جنگ جهانی دوم همزمان با پیدایش تفکر برنامه ریزی برای بازسازی کشور بوجود آمد آمایش سرزمین در فرانسه تا اصطلاحات اخیر همیشه امر ملی حتی اروپایی و جهانی بوده است.مسئله مالیش سرزمین توزیع جغرافیایی بهینه منابع فعالیت ها و مشاغل است آمایش سرزمین در واقع مدیریت فضاست یعنی تخصیص عاقلانه زمین به فعالیت های مختلف امختلف امنکان زراعت، باغداری، مرتع، جنگل، صنعت،معدن، شهر، روستا است از طرفی هر گونه اقدام عمرانی که اهمیت منطقه ای و فضایی داشته مفهوم آمایش است در چارچوب طرح پایه آمایش سرزمین اهداف کلی در زمینه های چشم انداز جمعیتی تعادل میان محیط شهری و محیط روستایی مهاجرتهای میان منطقه ای چگونگی رشد شهری نابرابریهای و اقتصادی و چگونگی رشد محیط زسیت و منابع طبیعی و میراث فرهنگی وحدت ملی وحدت ملی تمرکز زدایی محیط بین المللی و روابط خارجی سازماندی جامعه روستایی رشد شهری و نقاط شهری تعیین گردیده است..طرح ریزی(برنامه ریزی)کالبدی:Physicalplanningبرنامه ریزی یا طرح ریزی کالبدی مدیریت خردمندانه فضاست. در دنیای امروز زمین از مواهب تکیاب بشمار می رود به همین دلیل بر سر استفاده از آن میان فعالیت های گوناگون انسان مانند زراعت و باغداری مرتع و جنگل صنعت و معدن شهر و روستا و رقابت وجود دارد پس تشخیص عاقلانه زمین به این فعالیت ها از جمله مباحث برنامه ریزی است که بر روی هم طرح ریزی کالبدی خوانده می شود.از طرفی بسیاری داز صاحب نظران طرح ریزی کالبدی را ظنارت بر عمران فضا و دگرگونی آن بر اثر فعالیت های تعریف نموده اند .از نظر سطح بندی مکانی (فضایی)طرح ریزی کالبدی معمولا در سه سطح ملی و منطقه ای و محلی انجام می گیرد تصمیم گیریهای سطوح بالاتر رهنمودی برای طرح ریزی سطوح پایین تر استاز نظر زمانی برنامه های کالبدی به سه گروه : برنامه های بلند مدت یا بیش از 20 سال – برنامه های میان مدت 10 تا 20 ساله و برنامه های کوتاه مدت 4 تا 6 ساله تقسیم می شوند.در زمینه برنامه ریزی کالبدی سوئد- هلند و لهستان دارای تجربیات ارزنده ای هستند در کشور سوئد برنامه ریزی کاالبدی عبارت است از: مجموعه ضوابط و مقررات کاربرد زمنی به منظور رعایت حقوق و مصالح عمومی در کشور کشور هلند برنامه ریزی کالبدی سیاستگذاری دولتی است بنابراین باید هماهنگی در سیاستهای اجرایی سازمانها و نهادهای گوناگون دولتی برقرار شود هدف های برنامه ریزی کالبدی سیاستگذاری دولتی است بنابراین باید هماهنگی در سیاستهای اجرایی سازمانها و نهادهای گوناگون دولتی بین برنامه های گوناگون توسعه اجتماعی و ایجاد و انسجام و هماهنگی میان سیاست های ملی استانی و محلی است در حال حاضر هلند این وظیفه بعهده وزارت مسکن و برنامه ریزی کالبدی است سپس رسالت برنامه ریزی کالبدی این است که هر فعالیتی در جایی شایسته و هر بنایی در محل بایسته انجام گیرد. در کشور لهستان هم برنامه ریزی کالبدی ابزار اساسی اجرای ساست دولت در زمینه اسکان جمعیت و حفاظت طبیعی است در برنامه ریزی کالبدی سیاستهای توزیع فضایی جمعیت نظام اسکان تولیدات اشتغال مدیریت صنایع طبیعی و اکوسیستمها، کاربرد زمین و کنترل مهاجرت منظور نظر است .سازمان عمران منطقه ای :گاهی وقت ها سازمان های خاص عمران منطقه ای پدید آمدند و تلاش های مختصر صورت می گرفت که کشور بر اساس اقتصاد منطقه ای سازمان دهد و تشکیلات اداری مناسب باآن بوجود آورد اما: بواسطه ماهیت تمرکز طلب و بخشی نظام اداری ایران و قوانین موجود کشور وظایف این سازمان های منطقه ای در دوره کوتاه عمر خود بین وزرا تقسیم شد یا مثل بعضی موارد وزراتخانه های جدید بوجود آمد که این وظایف را بعهده گیرند بطوری که هدف اصلی که عادت بود از برنامه ریزی و اجرای طرحها مهم مربوط به عمران کاملا فراموش گشت..در طول اولین (1334-1327، 1962-1956) و دومین برنامه (1341-1334، 1959-1949) هفت ساله تعدادی سازمان های ویژه عمران منطقه ای پدید آمدند تا از طریق طرح های متمرکز و جامع سرمایه گذاری به توسعه مناطق عقب مانده بپردازند به این سازمان ها در زمینه بودجه تدارک و اجرای پروژه های عمرانی بمنظور بهره برداری از منابع طبیعی اختیارات خاص داده شد مهمترین اینها عبارت بودند از: موسسه عمران دشت مغان(1953 ،1332) و سازمان عمران خوزستان( 1956و1335 ) سازمان عمران جنوب شرق در سیستان و بلوچستان نیز تاسیس شد تا برای نواحی شدید عقب مانده تامین خدمات کند .در طول مراحل بولیه برنامه عمرانی 5 ساله (1345،1967-1342،1963) تعدادی دیگر سازمان عمران منطقه ای بوجود آمدند از جمله قزوین،جیرفت و کهکیلویه با اینحال مدت کوتاهی بعد پروژه های جامع منطقه ای آنها بر پایه بخش ها تقسیم شد و سپس هر پروژه بخش برای اجراء به یک وزراتخانه بخشی واگذار شد چون این پروژه ها در اساس جنبه کشاورزی داشتند بسیاری از آنها به وزرات کشاورزی واگذار شدند توسط سازمان ها نو بنیاد استانی یعنی آب و برق اجرا گردند گرچه مقامات سازمان های عمران خلع ید نشدند اما وجود شان ارائه بود بنابراین ملاحظات بخشی بر علایق منطقه ای چه و تمرکز گرایی تلاش های عدم تمرکز را بیاد داد .......در برنامه پنجاه ساله چهارم(1351،1972-1347،1968) تغییرات مهم اداری چندی در سطح منطقه ای صورت گرفت همزمان با مجموعه پروژه های استانی توسط سازمان برنامه در سال 1350،1971 قانون شورای شهر استان نیز تصویب شد تا عدم تمرکز را گسترش بخشد ارتباط شوراها با مجموعه ها آن بود که کاربرنامه های مصوب و بودجه ها متمرکز و مکان یابی پروژه ها را آسان کند و سازمان عمران منطقه ای دیگر استان های کم توسعه تر یعنی ساحلی خلیج فارس و کردستان بوجود آمد در سال 1973(1353) این سازمان ها و سازمان عمرانی سیستان و بلوچستان تحت نظارت استانداران در آمدند با اینحال منافع تمرکز بخش گراهای از نظر سیاسی نیرومند در تهران از جمله شاه و وزرایش به شدت با تشکیل سازمانهای مشابه به در استانهای دیگر مقابله کردند تغییرات مهمی نیز در تشکیلات سازمان های عمران منطقه ای صورت گرفت که اصل مسئولیت برنامه ریزی و اجرائی داشتند .منابع و ماخذ:1- دکتر مومنی، مهدی: درآمجدی به اصول و روش های برنامه ریزی ناحیه ای – انتشارات چاپ اول 13772- روزبهانی، محمود: مبانی توسعه اقتصادی انتشارات تابان 13713- بیرو ، آلن: فرهنگ علوم اجتماعی ترجمه: دکتر محمد باقر ساروخانی – انتشارات کیهان 13704- دکتر آسایش حسین: اصول و روش های برنامه ریزی ناحیه ای انتشارات دانشگاه پیام نور چاپ دوم خرداد 13765- برنامه دوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی استان مرکزی (پیشنهادی ) سازمان برنامه و بودجه (مدیریت برنامه ریزی ) استان7- میسرا،آر.پی(R.P.MISRA) مفهوم توسعه- مجله جهاد- انتشارات جهاد سازندگی- تهران شماره 76-13648- هیراسکاجی، کی: درآمدی بر مبانی برنامه ریزی شهری، مترجمان دکتر محمد سلیمانی و احمد رضا یگانی فرد – انتشارات جهاد کشاورزی تربیت معلم 1376 - سیف الدینی، فرانک: مبانی برنامه ریزی شهری10-دکتر سرور رحیم: اصول و روشهای برنامه ریزی منطقه ای، جزوه درسی دانشگاه آزاد واحد شهری(دانشکده تحصیلات تکمیلی) 138311- ر.ک. سازمان ملل متحد بخشش همکاری فنی برای توسعه نظام های سازمانی برای برنامه ریزی ملی ترجمه قهرمان قدرت نما سازمان مدیریت و برنامه ریزی تهران136612- ر.ک شارل تبلهام: برنامه ریزی و رشد شتابان ترجمه ونسرین فقیه – تهران انتشارات کتاب زمانی 135713- هیران دی- دیاس و لی، دبیلو . ای: درسنامه برنامه ریزی توسعه روستایی – ترجمه:مرکز تحقیقات و بررسی مسائل روستایی – وزارت جهاد کشاورزی تهران – 136814- معصومی اشوری: سید حسن: اصول و مبانی برنامه ریزی منطقه ای: انتشارات برنامه بودجه رشت 137015- دکتر ستوده: برنامه ریزی توسعه منطقه ای- انتشارات دانشکده اجتماعی- دانشگاه علوم طباطبایی16- خضرنجات، حمید: فرازهایی از برنامه ریزی منطقه ای با تاکید بر جنبه های محیط شناختی – داشنکده ادبیات علوم انسانی – بخشعلوم اجتماعی- در دانشگاه شیراز اسفند 136717-دکتر زیاری کرامت الله: اصول و روش های برنامه ریزی منطقه ای- انتشارات دانشگاه یزد137818- دکتر خرابیمظفر: جزوه درسی مقطع دکتر جغرافیا و برنامه ریزی شهری- دانشگاه اصفهان سال 1373-137419- دکتر ستوده: تئوریهای برنامه ریزی منطقه ای انتشارات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی 20- ویژه برنامه ریزی عمران منطقه ای – دفتر اول(مفاهیم) سازمان برنامه و بودجه دفتر مطالعات ناحیه است135421- رفیعی ، مینو: اقتصاد مجموعه مباحث و روشهای شهرسازی مرکز مطالعات و تحقیقات معماری و شهرسازی ایران 136022- دکتر محمد زاده،غلامحسین: مقدمه ای بر اصول و مبانی برنامه ریزی منطقه ای-1368 23-سطح بندی سکونتگاهی روستایی استان سیستان و بلوچستان – مهندسین مشاور هامون یک24- شفیق، مسعود: جزوه درسی (کارشناسی ارشد) برنامه ریزی منطقه ای دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی گروه شهرسازی -1376 منتشر شد 25- مسیرا،آر،پی: شناخت روش برنامه ریزی مکانی برای عمران روستایی در ایران سازمان برنامه بودجه تهران 135226- دکتر حسین زاده دلیر، کریم: برنامه ریزی ناحیه ای انتشارات سمت، تهران-چپ چهارم- تابستان 138427- هیلوررست ،ژوسف: برنامه ریزی منطقه ای برداشت سیستمی ترجمه: غلامرضا شیرازیان و دیگران سازمان برنامه و بودجه-137028- دکتر مزینی، منوچهر: مجموعه مقالات در باب شهر و سازی – مفاله نظریه ای در باب محل استقرار شهرها29- مهندسان مشاورِD.H.V هلند: رهنمودهایی برای برنامه ریزی مراکز روستایی: مترجمان سید جواد پیرو.30- غازی، ایران: مفهوم آسایش سرزمین و رابطه آن با تحلیل های جغرافیایی توسعه- مجموعه مقالات طرح ریزی کالبدی مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران و تهران-137031- سازمان برنامه و بودجه: طرح پایه آمایش سرزمین تهران 136432- معین ، محمد: فرهنگ فارسی جلد1 انتشارات وامیر کبیر تهران 1363 33- مهندسی مشاور ستیران: شناسایی بقاط گروهی – سازمان برنامه و بودجه-تهران135434- محروم، مجید: شالوآمایش سرزمین – دانشگاه تهران- تهران 137435- توفیق،فیروز: طرح ریزی کالبدی در ایران و محورهای اصلی آن – مجموعه مقالات طرح ریزی کالبدی – مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی ایران – تهران 137036- مهندسین مشاور کاوآب: طرح ریزی کالبدی ملی و منطقه ای – تهران 136937- میر احمدی ، هوشنگ برنامه ریزی منطقه ای در ایران (تحقیق در مسایل و سیاستها)-ترجمه: مهندسین شعور شهر و خانه تابستان 137338-HIlorest.j.g.M.peyional Planning.asystem aporach . Rotterdam, university press ,197139-Emmerich,H.Ahand book of publik administration,department of economic and social affairs unted nations newyork u.s.a 196140- J.R.BoudvilleProblems of reyional economic Planniny edinburyh at The university Press 196641- Misra.P.P Reyional deweloPment Planning: search For Bearings Singaf 198242- دکتر زیاری- کرامت الله : مکتب ها نظریه ها و مدل های برنامه ریزی منطقه ای انشتارات دانشگاه یزد – چاپ اول زمستان 1383